داستان سامسون و دلیله در عهد عتیق کتاب مقدس به اندازهای مختصر است که هیچ ناشری آن را حتی به عنوان طرح خلاصه یک رمان نمیپذیرفت. به خاطر همین اختصار و کوتاهی است که شخصیتپردازی آن بسیار سردستی و مبهم است، به “انگیزهها”ی اعمال آنها هیچ توجهی نشده و داستان در کلیت خود فاقد هرگونه جزئیات قانعکننده است، یا درستتر این است که بگوییم اصلاً فاقد هرگونه جزئیاتی است. همین خلاصه داستان، در دست سه […]
نویسنده: robertsafarian
بازیگری برای فیلم و نقد آن
داستان از اینجا آغاز شد که رضا کیانیان درمقالهای نوشت منتقدان ما بازیگری را نقد نمیکنند و به بیان یکی دو جملهای در پایان نقد خود در ستایش یا ابراز ناخرسندی از بازی بازیگران اکتفا میکنند. او بر نقطه حساسی انگشت گذاشته بود. هرچند اکنون میتوانم بگویم این توقع که در نقد هر فیلمی باید با تفصیل به بازیها پرداخت، انتظار نادرستی است و ریشه در سوءتفاهمهایی درباره نقدفیلم و چیستی سینما هر دو دارد […]
فیلم مستند “گفتوگو در مه” روی دیویدی
وقتی راجع فیلمهای مستند مینویسم، معمولاً میپرسند: خُب، حالا چطوری این فیلم را کجا ببینیم؟ امروز میخواهم درباره مستندی بنویسم که میتوانید در بسیاری از کتابفروشیهای معتبر دیویدی آن را بخرید و تماشا کنید. فیلم مستند "گفتوگو در مه" (1381) ساخته محمدرضا مقدسیان که در مجموعه "هوای تازه" به بازار عرضه شده است. این مجموعه "هوای تازه" شامل فیلمهای مستند خوب دیگری هم هست و تلاش تازهای است برای عرضه فیلم مستند به علاقهمندانش که […]
که می گوید جوک های قومی توطئه استعمارند؟
مدّتی است میخواهم راجع به این موضوع بنویسم، امّا مرتب این دست و آن دست میکنم، سبک و سنگین میکنم. آخر میگویند موضوع حساسی است. جوکهای قومی را میگویم. در یک نگاه جدّی جوکهای قومی (لطیفهها یا داستانکهای طنزآمیزی که درباره لُرها، تُرکها، رشتیها، اصفهانیها و غیره در افواه میگردد) معمولاً وسیلهای تلقی میشوند که از سوی توطئهگران به منظور تفرقه انداختن بین اقوام گوناگونِ یک ملّت و برهم زدن دوستی و زندگی مسالمتآمیز آنها […]
ارنست همینگوی و سینما
نویسنده: ادوارد ماری اگر سراغ هالیوود بری، وادارت میکنند طوری بنویسی که انگار از توی عدسی دوربین داری به دنیا نگاه میکنی. به جای اینکه درباره آدمها فکر کنی، همهاش درباره عکسها فکر میکنی. ارنست همینگوی به گفته اِ.ای. هاچنر، همینگوی دوست داشت در اتاق نشیمنش در کوبا بنشیند و فیلم تماشا کند؛ امّا از میان فیلمهایی که بر اساس کارهای خودش ساخته شده بودند تنها آدمکشها (۱۹۴۶) را فیلم خوبی میدانست. [بر اساس داستان […]
نقدی بر فیلم رقص در غبار: این مردهای رمانتیک
انگار در گذشته هر مرد زنی هست که یادش مسیر و حالوهوای زندگیاش را تعیین میکند. مارگیری که در تنهایی در بیابان روزگار میگذراند یکی از این مردان است و عکسی در ته صندوقچهاش خاطره زنی است که او به خاطرش آدم کشته، به زندان رفته و از زندان فرار کرده؛ زنی که دیگر نیست، امّا یادش او را رها نمیکند. در پایان فیلم، نظر، پسرکی که انگشت دستش را به خاطر عشق به ریحانه […]
لئوناردو آلیشان: ساکن سه فرهنگ
صبح که با صدای جیک جیک گنجشکها بیدار شدم، بیاختیار یاد لئوناردو افتادم. انگار لئوناردو هم گوشه حیاط نشسته بود و به زبان پرندگان خوابهای خود را تعریف میکرد. برخی استعارها و تمثیلها آن قدر نیرومندند که هرگاه به نمونه واقعی برمیخوری بیاختیار یاد آنها میافتی. لئوناردو آلیشان، نویسنده ایرانی-ارمنی-آمریکایی، در مجموعه قصههایش به نام “سقوط آزاد” Free Fall به زبان انگلیسی داستانی دارد که در آن نویسندهای که در غربت زندگی میکند یک روز […]
نگاهی به کتاب “تاریخ جلفای نو”
تاریخ جلفای نو نام کتابی است به قلم هاروتون دِر هووهانیان که در سال ۱۸۸۰ میلادی در اصفهان به طبع رسیده و در سال ۱۳۷۹ توسط لئون میناسیان و محمدعلی موسوی فریدنی به فارسی ترجمه شده است. مطالب این کتاب اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ ارامنه ایران در اختیار خواننده علاقهمند قرار میدهند. در مورد کوچ اجباری ارامنه از شهر جلفا ـ که امروز در مرز ایران و جمهوری آذربایجان (نخجوان) واقع شده است ـ به اصفهان […]