پاسخ به پرسشهای ایبنا دربارهی کتاب «تصویر، سینما، اجتماع» در ابتدا بفرمایید مطالبی که در این کتاب آمده، متعلق به چه دوره کاری شما ست و به چه دلیل به بازنشر آنها در قالب یک کتاب پرداخته اید؟ قدیمیترین نوشتهای که در کتاب «تصویر، سینما، اجتماع» آمده مقالهای است به نام «بازیگری و نقد» که در دیماه ۱۳۷۸ در دوهفتهنامهی «گزارش فیلم» به چاپ رسیده است. به عبارت دیگر، گزیدهای از نوشتههای نزدیک بیست سال […]
دسته: نقد فيلم
«کافه سوسایتی» وودی آلن: زیبا و کمی اندوهگین
خلاصه داستان: بابی دورفمن، جوانی از یک خانواده یهودی ساکن نیویورک به لس آنجلس آمده است تا شاید عموی کلهگندهاش در هالیوود کاری برایش دستوپا کند. این جوان عاشق زنی به نام ورونیکا میشود که اتفاقاً با همین عمویش رابطه دارد. زن تصمیم میگیرد با عموی او ازدواج کند و جوان به نیویورک باز میگردد و در آن جا به مدیریت کافهای که برادر گانگسترش باز کرده میپردازد. سالها بعد دوباره بابی و ورونیکا به […]
داستایوسکی، هیچکاک، وودی آلن: نگاهی به فیلم «مرد غیرمنطقی» وودی آلن
خلاصه داستان: ایب لوکاس استاد میانسال دانشگاه، به شهر نیوپورت میآید تا در رشته فلسفه تدریس کند. او در زندگی به بنبست رسیده و بسیار مأیوس است. در این شهر یکی از دانشجویان دخترش به نام جیل شیفته او میشود. وقتی آنها به طور اتفاقی به حرفهای زنی که قاضی فاسدی او را از حق دیدن فرزندش محروم کرده است گوش میدهند، ایب تصمیم بگیرد قاضی را بکشد تا زن را از وضعیت فلاکتبارش نجات […]
پایانبندی دکتر استرنجلاو
انفجار اتمی و وعده آسمانی آبی فیلمنامه دکتر استرنجلاو، از یک نظر، یک ساختار کلاسیک «نجات در آخرین لحظه» دارد: فرمانده دیوانهای در یک پایگاه هوایی ایالات متحده دستور حمله اتمی به شوروی را صادر میکند. هواپیماهای حامل کلاهکهای اتمی برای بمباران هدفهای تعیین شده در شوروی بلند میشوند. بمباران این هدفها به معنای پایان جهان خواهد بود، چرا که در سوی شوروی هم سیستمی به نام «روز قیامت» تعبیه شده که به طور خودکار […]
نگاهی به فیلم «آمدیم، متاسفانه نبودید» ساختهی کن لوچ
کن لوچ فیلمسازی است که با سماجت تمام دربارهی زندگی واقعی کارگران کشورش ــ بریتانیای کبیر ــ فیلم میسازد. فیلمهایش آشکارا از دلبستگی به مردم عادی حکایت میکنند. اگر شرح زندگی سخت این انسانها اسمش شعار دادن باشد، بگذارید بگوییم فیلمهای او شعاریاند، اما با وجود این در سطح شعار و طرح خواستهای اجتماعی متوقف نمیشوند و وجهی انسانی و عام دارند که بر هر بینندهای که حس همدلی با آدمهای دیگر را کاملاً از […]
راهنمای تماشای فیلمهای برادران کوئن
همیشه ممکنه یک چیزی غلط از آب دربیاد! اولین آشنایی من با سینمای برادران کوئن اگر بگویم با اولین فیلمی که از برداران کوئن دیدم عاشق سینماشان شدم، دروغ گفتهام. اولین فیلمی که از آنها دیدم بارتون فینک (۱۹۹۰) بود. با صحنههای آن هتل خلوت به یادماندنیاش که در انتها طعمهی شعلههای آتش میشود و آن تهیهکنندگان هالیوودی کاریکاتوریاش و پایان مبهم (و همچنان فکر میکنم مشکلدارش) و بازی باز هم کاریکاتوری جان تارتارو و […]
نگاهی به فیلم «مسخرهباز»
توانایی فنی کافی نیست، دل بیننده باید برای آدمها بتپد مسخرهباز از فیلمهایی است که در جشنوارهی فجر سال گذشته مورد توجه قرار گرفت و اکنون بر پردهی سینماهاست. با توجه به حضور بازیگر قدری چون نصیریان با علاقه به دیدن آن رفتم اما حقیقتش سرخورده شدم. ایراد اصلی فیلم در ناتوانی آن در قصهگویی جذاب است که به نظر من از تمایل شدید آن به قدرتنمایی و نمایش تکنیکی میآید. شرط قصهگویی جذاب خلق […]
نقدی بر فیلم رضا ساختهی علیرضا معتمدی
زندگی جنگ نیست! بعضی فیلمها هستند که آدم همه چیزش را نمیفهمد ــ حالا عیب یا از فیلم است یا از خودش ــ اما دوستشان دارد. تاثیر خوبی روی آدم میگذارند. رضا یکی از این فیلمهاست. فیلم با صحنهی بیداری مردی چاق از خواب شروع میشود. مرد را میبینیم که با طمانینه لباسهای خوابش را از تن در میآورد و لباسهای روز را میپوشد، بعد احساس میکند از خواب سیر نشده، دوباره با همان طمانینه […]






