فیلمهای کمرمق، موفقیتهای نسبی نگاهی به فیلمهایی که سال گذشته در ایران اکران شدند و به عنوان آثاری جدّی مورد توجه قرار گرفتند، نشان دهنده حضور نسلی از فیلمسازان است که همگی در آغاز دهه پنجم زندگی خود هستند: اصغر فرهادی (متولد ۱۳۵۱)، مازیار میری (متولد ۱۳۵۰)، بهنام بهزادی (متولد ۱۳۵۱)، پیمان معادی (متولد ۱۳۴۹). بهرام توکلی هم به عنوان جوانترین فیلمساز از این گروه در سال ۱۳۵۵ متولد شده است. پرویز شهبازی با وجود […]
دسته: سینمای ایران
قدرت آیکونهای سینمایی / به بهانه در گذشت سعید امینی بازیگر فیلم “نفس عمیق”
چندی پیش این مطلب را برای روزنامه نشاط نوشتم که قرار بود همان روزها انتشارش را از سر بگیرد. نشاط منتشر نشد، و مقاله ماند برای انتشار در این جا سعید امینی بازیگر فیلم نفس عمیق (پرویز شهبازی، ۱۳۸۱ ) درگذشت. او در این فیلم نقش کامران را بازی میکرد، جوانی که خانوادهاش را ترک کرده و با دوستش در مسافرخانهای در جنوب شهر زندگی میکند و به دله دزدی و ولگردی در خیابانها روزهایش […]
نقد فیلم “نامههای باد” ساخته علیرضا امینی
آفت شب به شب نوشتن فیلمنامه نامههای باد در نیمه نخست خود زمینه را خوب میچیند، داستان را خوب پیش میبرد و فضا را خوب میسازد، امّا در نیمه دوّم، از زمانی که قهرمان فیلم به شهر میرود، انگار نمیداند روایت را چگونه ادامه دهد و توری را که گسترده است چگونه جمع کند. در نیمه نخست فیلم با ورود سربازان وظیفه شهرستانی به پادگان شروع میشود، بعد روی یکی از آنها، کسی که با […]
نقدی بر فیلم “دهلیز”
میتوانست واقعاً درباره “دهلیز” باشد قصاص قاتلی که آدم بدی نیست و تصادفاً مرتکب قتل شده و کوشش برای نجات او از مجازات قصاص موضوعی است با پتانسیل عاطفی قوّی و با ابعاد حقوقی، فلسفی و اجتماعی گوناگون که میتواند به فیلم تاثیرگذار و قابل تأمل بدل شود. تصادف (سرنوشت)، مرگ، بخشش، فلسفه مجازات به مثل؛ شرایط اجتماعیای که آدمکشی بر بستر آنها اتفاق افتاده است و پیآمدهای انسانی قصاص، همه موضوعاتی هستند که نویسنده […]
مقایسه رمان “چشمه هقنار” مگردیچ آرمن و فیلم “چشمه” آربی اوانسیان
از تفسیر اجتماعی تا بنبست وجودی فیلم چشمه آربی اوانسیان بر اساس رمان ارمنیزبان چشمه هِقنار (هِقنار آقبیور Heghnar Aghbyoor) نوشته مگردیچ آرمن (Mkrdich Armen ) ساخته شده است. مگردیچ آرمن در سال ۱۹۰۶ در شهر گیومری (بعدها لنیناکان) ارمنستان به دنیا آمد، در اوائل دهه ۱۹۳۰ در انستیتوی سینماتوگرافی مسکو فیلمنامهنویسی خواند و در همان زمان هقنار آقبیور را نوشت. داستان یک مربع عشقی در شهری کوچک، داستانی که در زمان خود در ادبیات […]
تناقضات بنیادین “خانه سینما” (فارغ از دعوای ارشاد-خانه سینما)
در سال ۱۳۸۲ موزه سینما مجموعه کتابهایی منتشر کرد درباره بیستوپنج سال سینمای ایران بعد از انقلاب. در این مجموعه من هم کتاب کوچکی ــ جزوهای ــ نوشتم درباره خانه سینما که با وجود کمبود منابع و اطلاعات که خود خانه سینما هم نداشت یا در اختیار من نمیگذاشت، کتابی شد که شکلگیری خانه سینما و تناقضات بنیادی آن، در آن آشکار است. من در آن زمان به دو دلیل به خودم اجازه دادم این […]
نقد فیلم “برف روی کاجها”
برف روی کاجها. این نام چه انتظاری به وجود میآورد در بینندهای که هنوز فیلم را ندیده، امّا شنیده است فیلم سیاهوسفید است، ریتم کندی دارد، موسیقی بسیاری از صحنههای آن را همراهی میکند و در کانونش زنی جای گرفته است که ناگهان متوجه میشود شوهرش به او وفادار نیست. انتظار من این بود که با فیلمی روبهرو خواهم بود از نظر بصری غنی. خیابانهایی با درختان کاج که آدمهای فیلم زیر آن راه میروند […]
نقد فیلم “ننه گیلانه” رخشان بنی اعتماد
رنجهای یک مادر در میان فیلمسازانی که پیشینه مستندسازی دارند، رخشان بنیاعتماد از آنهایی است که از دنیای مستند موضوع آن را به سینمای داستانی آورده است، نه سبک آن را. منظور از سبک مستند ویژگیهایی است مانند قصه کمرنگ، استفاده از نابازیگر، فیلمبرداری در محلهای واقعی، نور طبیعی، ترکیببندیهای نه چندان آراسته و غیره، مجموعه ویژگیهایی که به سبک فیالبداهه، مستندنما، واقعنما و از این قبیل، مشهورند. بنیاعتماد از همان نخستین فیلمهای بلند داستانی […]