دربارهی کتاب مادر بزرگ من نوشتهی فتحیه چتین که به تازگی «نشر مد» ترجمهی جدیدی از آن توسط مژده الفت را منتشر کرده است. این کتاب پیشتر هم توسط ادوارد هاروطونیانس منتشر شده بود. در ترکیه امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که حدود دو میلیون ترک وجود دارد که از پدربزرگ و مادربزرگش دست کم یکی ارمنی بوده است. فتحیه چتین نویسندهی کتاب مادر بزرگ من یکی از آنهاست. او در این کتاب سرنوشت […]
برچسب: کتاب
نقد کتاب «سختپوست»
ویلاییها و شمالیها سختپوست داستان یک خانواده چهارنفره است از اهالی شهری ساحلی در شمال که زندگیشان از راه خدمترسانی به تهرانیهایی میگذرد که در آن دیار ویلایی دارند یا ویلایی اجاره میکنند، به قول کتاب «ویلاییها». شخصیت اصلی داستان (پروتاگونیست قصه) داوود پدر خانواده است؛ نمیگویم قهرمان داستان چون داوود به همه چیز میماند جز «قهرمان». داوود مرد همیشه بازنده است که هرگز نتوانسته سروسامان بگیرد. زنوبچه را گذاشته و برای کار به ژاپن […]
دستنوشتههای رمانهای کلاسیک فارسی کجا هستند؟
نویسنده کلمهای را خط میزند و کلمهی دیگری را به جای آن مینویسد. چرا این کار را میکند؟ دلیل این امر به ندرت این است که کلمهی حذف شده «غلط» آشکار دستوری یا املایی است. دلیل حذف یک صفت و جایگزینی صفتی دیگر میتواند این باشد که کلمهی جدید احساس نویسنده را نسبت به یک شخصیت خاص در داستان درستتر بیان میکند و گاهی آن را دگرگون میکند. حذف و جایگزینی کلمات میتواند به دلیل […]
چرا بیشتر کتابهایی که میخوانیم را فراموش میکنیم؟
… و فیلمها را و سریالهای تلویزیونی را هم. جولی بِک / Julie Beck (مجلهی آتلانتیک) خاطرات پاملا پال دربارهی خواندن کمتر دربارهی کلمات و بیشتر دربارهی تجربه است. او دبیر بخش نقد کتاب نیویورک تایمز است و منصفانه باید گفت که زیاد کتاب میخواند. پاملا پل میگوید: «تقریباً همیشه به یاد دارم کجا بودم فلان کتاب را میخواندم، خود کتاب را هم یادم هست، خود شیء فیزیکی را، صحافیاش را، جلدش را. یادم هست […]
معرفی و نقد کتاب متال باز
نمونههایی از توصیف یک زندگی کارمندی یا به هر رو متوسط. همان زندگیای که متالبازِ راوی و پروتاگونیست رمان نمیتواند به آن تن بدهد. و بدیل این زندگی، بیخانمانی و بیسامانی و در نهایت ایستادن بر سر دوراهی تسلیم یا نابودی است. همان چیزی که بدنهی اصلی کتاب را تشکیل میدهد.
مصاحبه با مجله «تجربه» درباره کتاب «۱۴ آبان روز آتش»
کتاب «۱۴ آبان، روز آتش» همزمان با رویدادهای نیمهی دوم ۱۴۰۱ منتشر شد و خواهناخواه به مقایسهای بین تظاهرات ماههای پاییز و زمستان ۵۷ و رویدادهای جاری و همین طور بحثهایی پیرامون مفهوم انقلاب و غیره دامن زد. خانم کاکاوند که این مصاحبه را با من کرده است خود سالها بعد از رویدادهایی که در کتاب توصیف شدهاند به دنیا آمده و این امر به گمانم مصاحبه را جالب میکند.
استعارههای انقلاب
آنچه میخوانید فصلی است از کتاب «۱۴ آبان، روز آتش» که سال گذشته توسط «نشر مرکز» منتشر شد. ۱۴ آبان سال ۱۳۵۷ روزی است که تهران به آتش کشیده شد. فردای روزِ تیراندازی ماموران حکومت نظامی به دانشآموزان در دانشگاه تهران و روزی که فردایش شاه نطق مشهور «صدای انقلاب شما را شنیدم» را ادا کرد. مردانی که در روز ۱۴ آبان ۱۳۵۷ در خیابانهای تهران راه افتاده بودند و بانکها و مشروبفروشیها را به آتش میکشیدند، چه کسانی بودند؟ ساواکیها یا انقلابیون؟ اصلاً انقلاب چیست؟ کتاب «۱۴ آبان، روز آتش» از این پرسشها میرسد به گفتاری دربارهی چیستی انقلاب و چگونگی برساختن تصویری از آن.
چگونه دربارهی کتابهایی که نخواندهایم حرف بزنیم؟
تعجب نکنید! این عنوان کتابی است به قلم پییر بایارد فرانسوی، استاد ادبیات فرانسه در دانشگاه پاریس، روانکاو و کلی مدارج علمی دیگر. حقیقت اینکه «خواندن» مفهوم سادهای نیست و ما میتوانیم دربارهی کتابهایی که نخواندهایم حرف بزنیم. در واقع خیلیهامان این کار را میکنیم. این امر بیارتباط نیست با پرسش دیگری که شاید از شما هم پرسیده باشند؛ بخصوص اگر در خانهتان کتاب زیاد باشد: همهی این کتابها را خواندهاید؟ جواب به این سوال […]







