کتابِ سال‌های نفرین‌شده

کتابی که ترجمه‌اش را پیش رو دارید، از بسیاری جهات کتابی است منحصربه فرد. کتاب را که بخوانید، خود متوجه این منحصربه‌فرد بودن خواهید شد، امّا اجازه بدهید در این مقدمه کوتاه مختصری درباره سال‌های نفرین شده و نویسنده‌اش بگویم تا خواننده با پیش‌زمینه ذهنی مختصری مطالعه کتاب را شروع کند و اصولاً بداند با چه نوع کتابی سروکار دارد و چرا باید آن را بخواند.

سال‌های نفرین شده گزارشی است دست اوّل از تبعید روشنفکران و مهاجرت اجباری ارمنیان شرق امپراتوری عثمانی در سال‌های جنگ جهانی نخست. نویسنده کتاب یرواند اُتیان که سردبیر یکی از مشهورترین روزنامه‌های ارمنی‌زبان استانبول بوده، با چند ماه تأخیر دستگیر و روانه تبعید می‌شود. بیش از سه سال در تبعید می‌گذراند و در بعد از پایان جنگ و شکست متحدان و فروپاشی امپراتوری عثمانی، به استانبول برمی‌گردد و یکی دو ماه بعد نوشتن خاطراتش، یا دقیق‌تر بگوییم گزارشِ‌ سال‌های تبعید را شروع می‌کند. این گزارش‌های از فوریه تا سپتامبر سال ۱۹۱۹ در روزنامه ارمنی‌زبان ژاماناک که در استانبول منتشر می‌شد، به صورت پاورقی دنباله‌دار به چاپ می‌رسد. به سبب نزدیکی زمان نگارش به رویدادهایی که نویسنده از سر گذرانده است، کتاب فاقد اغراض ایدئولوژیک و سیاسی است، یا دست کم نویسنده کوشیده است آن چه را دیده و از سرگذرانده توصیف کند، نه تنها آن بخش از تجربیاتش را که می‌توانند دیدگاه ایدئولوژیک یا خط مشی سیاسی معینی را اثبات کنند.

اُتیان بعد از بازگشت از تبعید، تنها هشت سال زیست و در سال  1926 در قاهره در گذشت و همان جا به خاک سپرده شد. “سال‌های نفرین‌شده” در زمان حیات اُتیان به صورت کتاب منتشر نشد. بعد از مرگ او نیز هر چند در تاریخ‌نگاری ادبیات ارمنی به طور کلّی و فهرست کتاب‌هایی که درباره کشتار ارامنه در امپراطوری عثمانی نوشته شد به خاطرات اُتیان هم اشاره‌ای می‌شد، امّا کسی واقعاً نمی‌دانست که آیا کتابی به این نام منتشر شده است یا نه و آن‌ها که جست‌وجو کردند در هیچ کتابخانه‌ای چنین کتابی را نیافتند. تنها بخش‌هایی بازنویسی‌شده‌ای از این خاطرات در سالنامه‌ها و مطبوعات ارمنی به چاپ رسیده بود. اکنون برای محققان مسلم است که خاطرات اُتیان بعد از انتشار آن‌ها به صورت پاورقی در سال ۱۹۱۹ دیگر چاپ نشدند تا حدود یک دهه پیش که به همّت و با پژوهش و مقدمه مفصلِ گریگور هاکوپیان در سال ۲۰۰۴ میلادی در ایروان به صورت کتاب به طبع رسیدند. در سال ۲۰۰۵ عین آن کتاب با حذف مقدمه و نام تدوین‌کننده و پژوهشگر، در تهران توسط انتشارات خلیفه‌گری ارامنه تهران بازچاپ شد.

امّا یرواند اُتیان کیست؟ اٌتیان موقع دستگیری در استانبول نویسنده مشهوری بود. در روزنامه ژاماناک (زمان) که روزنامه‌ای محافظه‌کار به حساب می‌آمد‌ می‌نوشت، بیشتر طنز می‌نوشت و به صورت پاورقی. یرواند در خانواده‌ای روشنفکر به دنیا آمده بود. پدرش کارمند بلندپایه دولت بود و دستی در ادبیات و ترجمه داشت. مادرش نیز کتاب‌های ویکتور هوگو را از فرانسه به ارمنی برمی‌گرداند. عمویش گریگور اُتیان از روشفنکران بنام ارمنی و از نویسندگان قانون اساسی عثمانی بود. هم او از هفت‌سالگی تربیت یرواند را به عهده گرفت و یرواند در زمان کودکی این فرصت را یافت که از شهرهای مختلف اروپا دیدن کند و با فرهنگ مادّی و معنوی آن دیار آشنا شود. از بیست سالگی نوشتن در روزنامه را شروع کرد. همین طور آثار تولستوی (رستاخیز، آنا کارنینا)، داستایوسکی (خاطرات خانه مردگان) و دیگر نویسندگان روس را به ارمنی ترجمه کرد. در سال ۱۸۹۶ ، در پی کشتار ارمنی‌ها در آدانا، از ترس دستگیری و مرگ به اروپا رفت و دوازده سال را در دیاسپورا، در جوامع ارمنی کشورهای گوناگون، زندگی و کار کرد. روزنامه‌ها و مجلات بسیار در آورد و داستان‌های فکاهی و روزنگاری‌ها و وقایع‌نگاری‌های بسیار منتشر کرد. در سال ۱۹۰۸ با پیروزی مشروطه‌خواهان عثمانی به رهبری ترک‌های جوان (یا همان حزب «اتحاد و ترقی» که بعدها امپراتوری عثمانی را به جنگ جهانی اوّل کشاند و قتل عام ارامنه را سازمان داد)، فضای سیاسی باز می‌شود و یرواند اُتیان به استانبول برمی‌گردد و خاطرات دوازده سال تبعیدش را با عنوان دوازده سال خارج از استانبول به چاپ می‌رساند. به عبارت دیگر، اُتیان ید طولایی در نوشتن خاطرات و گزارش‌های روز به روز داشته است. سال‌های نفرین ‌شده کار نویسنده‌ای حرفه‌ای، آشنا به فرهنگ غرب، دارای شمّ روزنامه‌نگارانه و طنزنویس است که تجربه فراوانی در گزارش‌نویسی و خاطرات نویسی دارد. تجربه نویسندگی او باعث می‌شود کتاب مجموعه‌ای باشد از داستان‌ها و اپیزودها، هم ماجراهایی که خود نویسنده از سر گذرانده و هم داستان‌هایی که دیگر رانده شدگان برایش تعریف کرده‌اند. هر یک از این ماجراها مانند داستان کوتاه جذابی نیز خواندنی‌اند. برای نمونه ماجرای رُفتگری اٌتیان و دوستانش در دیرزور یا فرار او از بصیره.

اُتیان انقلابی نیست و این نکته مهمی است. ژاماناک که او در آن می‌نوشت و خود اُتیان بیشتر به مخالفت با انقلابیون مشهور بودند چنان که جای جای سال‌های نفرین‌ شده به آن اشاره شده است. او نویسنده کتابی طنزآمیز است با عنوان رفیق پانجونی که اتفاقاً سال گذشته با ترجمه آندرانیک خچومیان به فارسی نیز منتشر شده است. رفیق پانجونی به عنوان کاریکاتور انقلابی بی‌مغزی تصویر شده است که هرچند بعضی‌ها آن را به نقدِ احزاب انقلابی مشهور آن دوره مانند داشناک‌ها و هنچاک‌ها تعبیر می‌کنند ــ که هست ــ، امّا کتاب در عمق خود نقد و هجو هر گونه انقلابی‌گری است. اُتیان با وجود این با بسیاری از اعضا و هواداران احزاب انقلابی دوستی دارد و در طول تبعید به بسیاری از آن‌ها برمی‌خورد. این نکته از این منظر هم مهم است که نشان می‌دهد دستگیری و تبعید روشنفکران منحصر به انقلابیون نمی‌شد و هر کس که گمان می‌رفت می‌تواند نقشی در هدایت مردم داشته باشد، مشمول موج دستگیری‌ها و کشتارها می‌شد.

اُتیان در موخره دو صفحه‌ای سال‌های نفرین‌شده می‌گوید هدفش ارائه روایتی حقیقی بوده از آنچه از سر گذرانده و شاهدش بوده است. سال‌های نفرین‌شده از این منظر واقعاً نمونه است. تراژیک‌ترین رویدادها را مانند دوربین فیلمبرداری ضبط می‌کند. این البته به معنای فقدان احساس و عاطفه نیست. امّا او در گرماگرم ماجرای تراژیکِ تبعید و دربه‌دری و مرگ، اگر چیز خوبی می‌بیند، آن را قدر می‌نهد، و تصویری دلنشین از آن ارائه می‌کند. چنین است تعریف‌هایی که از آب فرات می‌کند یا توصیفی که از باغات اطراف حما و دیرزور در بدو ورودشان به این شهرها ارائه می‌کند. واقعیت یکدست و بی‌وقفه سیاه و تراژیک برای او وجود ندارد. زندگی برایش مهم است. حتی در دل هولناک‌ترین رویدادها، خورد و نوش برایش مهم است و هر جا فرصتی و امکانی فراهم شود از آن بهره می‌گیرد. از کبابی که قونیه می‌خورند تعریف می‌کند و از ماست و نانی که در روستایی برای‌شان می‌آورند. با انسانی روبه‌رو هستیم که در قلب دوزخ، خوش‌بینی خود را حفظ می‌کند کما این که در یکی از هولناک‌ترین لحظه‌های زندگی‌اش، وقتی تردیدی ندارد که لخت و عور در بیابان می‌ماند و خوراک شغال‌ها می‌شود، می‌نویسد: برای نخستین با تسلیم یأس شدم. این «برای نخستین بار» برای مردی که رویدادهایی هولناک تبعید را از سر گذرانده است، حقیقتاً حیرت انگیز است.

نویسنده‌ی سال‌های نفرین شده شاهدی منصف است. اگر پاسبانی با مهربانی با او رفتار می‌کند، حتماً می‌نویسد. اگر به گمانش فلان مسئول دولتی آدم خوش طینتی است، از گفتنش دریغ نمی‌کند. همان طور که از گزارش خصلت‌های منفی در میان ارمنی‌ها پرهیز نمی‌کند و بر تنگ‌نظری‌ها، خیانت‌ها، خوش‌خیالی‌ها و سودجویی‌های آن‌ها چشم نمی‌بندد.  و طبیعی است که در تحلیل نهایی، روایت چنین آدمی باورپذیرتر و معتبرتر است و متفاوت از روایت‌های یکسویه با اغراض تبلیغاتی.

و همه این‌ها ارتباط تنگاتنگی دارد با این واقعیت که او طنزنویس است. انسان از سر تصادف طنزنویس نمی‌شود. این طنز در عمق روایت او از فاجعه جریان دارد و کمتر مورد توجه منتقدانی قرار گرفته است که درباره سال‌های نفرین ‌شده نوشته‌اند. تمامی فاجعه، چشم‌اندازی که اُتیان از یک امپراتوری در حال زوال ترسیم می‌کند، در عین وحشت‌زا بودن، مسخره، آبزورد و خنده‌دار است. با اوضاعی روبه‌رو هستیم که واقعاً خر تو خر است. زمانی اُتیان، کسی که به عنوان عنصر سیاسی خطرناکی تبعید شده است، به اجبار می‌شود مترجم محرمانه‌ترین مذاکرات بین آلمانی‌ها و عثمانی‌ها. جای دیگر در حالی که او زندانی است امّا کلید زندان را به او می‌سپارند تا از مجرمان عادی مراقبت کند. عربِ بی‌چیزی در زندان سکه‌های طلای زندانی ثروتمندی را می‌دزدد و می‌بلعد و مرد ثروتمند ناچار می‌شود برای دفع سکه‌ها چند روزی با غذاهای شاهانه از مرد گرسنه پذیرایی کند. اُتیان دل و دماغش را دارد تا هر جا اتفاق بامزه‌ای می‌بیند به تفصیل آن را تعریف کند و این در یک نگاه متعارف، چیزی نیست که ادبیات فاجعه قرار است باشد. امّا به گمان من این درست همان نکته‌ای است که یکم: فاجعه را پررنگ‌تر می‌کند و دوّم: باعث می‌شود کتاب از گزارش فاجعه فراتر برود و به روایتی از مقابله انسان با فاجعه بدل شود. در سال‌های نفرین شده هم شاهد جنون و جنایت آدمیزاد هستیم و هم ناظر توانایی‌های او برای بقا در بدترین شرایط. حس دربه‌دری، احساس عدم امنیت، بستگی مرگ و زندگی قربانی به هوا و هوس این یا آن پاسبان یا کارمند دون‌پایه، و مکانیزم‌های دفاع روانشناختی بقا در این هرج و مرج فراگیر، در فصل به فصل کتاب موج می‌زند.

شاید به خاطر همین وجه طنزآمیز در روایت ماجراست که نویسنده و منتقد ادبی مشهور ارمنی هاکوپ اُشاکان گفته است «اُتیان از درک فاجعه ناتوان بود». اظهار نظری که ریشه در دیدگاه‌هایی کاملاً متفاوت به زندگی و برخورد به موقعیت‌های فاجعه‌آمیز دارد.

اُتیان بعد از بازگشت از تبعید تا چند سال بسیار فعال بود. علاوه بر سال‌های نفرین شده چند رمان نوشت، از جمله خفیه شماره هفده را که روایت رمان‌گونه رویدادهای تبعید و قتل عام ارامنه است. در سال ۱۹۲۲ استانبول را ترک کرد، چند سالی در مصر زندگی کرد و سرانجام در سال ۱۹۲۶  در پنجاه و هفت سالگی از دنیا رفت.

***

در انتهای ترجمه متن سال‌های نفرین شده، نوشته‌ی مفید و ارزشمند گریگور بِلِدیان نویسنده و منتقد ادبی برجسته ارمنی مقیم پاریس را نیز به فارسی برگردانده‌ام. این نوشته در اصل مقدمه ترجمه انگلیسی کتاب است. برخی از نکاتی که در این مقدمه آمده‌اند در آن مقاله به صورت مفصل‌تری مورد بحث قرار گرفته‌اند. بخش قابل توجهی از آن مقاله به بررسی سبک «نا آراسته» یا «شلخته»ی کتاب اختصاص یافته و اهمیت آن در بازنمایی هر چه واقعی‌تر فاجعه مورد بحث قرار گرفته است. بحث سبک ناآراسته یا پرهیز از خلق «ادبیات» به منظور رسیدن به کُنه حقیقت، بسیار مشابه بحثی است که این روزها درباره سبک تصویری خام و پرداخت‌نشده برخی فیلم‌های مستند وجود دارد و براستی تمامی نوشته اُتیان در ژانر مستندنگاری جا می‌گیرد. بِلِدیان پژوهشگری است که در چارچوب پروژه بزرگ‌تری درباره نویسندگان شاهد فاجعه کشتار ارامنه، به اُتیان رسیده است و یکی از کسانی که با ما اطمینان می‌دهد بعد از انتشار سال‌های نفرین شده به صورت پاورقی در سال ۱۹۱۹ این خاطرات هرگز به صورت کتاب چاپ نشده‌اند تا سالِ ۲۰۰۴٫ در متن سال ۲۰۰۴ نیز جای یکی از قسمت‌های پاورقی خالی است، که بلدیان آن را یافته و در جای خود قرار داده است. در ترجمه حاضر نیز آن بخش مفقوده که در چاپ ایروان و تهران نیست، در جای خود قرار گرفته است.

Be the first to reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *