بغل کردن یا بغل نکردن؟ چاپ سوم مجموعه قصههای فریبا وفی به نام بی باد، بی پارو را تازگی خواندم. در این کتاب داستان بسیار کوتاهی هست درباره بغل کردن. خانم صدری که تازه از آمریکا آمده راوی داستان را که عادت ندارد نزدیکانش را بغل کند شماتت میکند که چرا مادرش را بغل نمیکند و درباره فواید بغل کردن داد سخن میدهد. بالاخره راوی که به قول خودش چهل سال است مادرش را بغل […]
دسته: ادبیات
مقایسهی «اُدیسه» هومر و «کجایی ای برادر» برادران کوئن
جذابیت پنهان مناسبات بینامتنی داستانهای هستند که نخوانده میدانی؛ لازم نیست شاهنامه خوانده باشی تا داستان فرزندکشی رستم و قصه عشق بیژن و منیژه و گذشتن سیاوش از میان شعلههای آتش را بدانی. به همین سان لازم نیست اَدیسه هومر را خوانده باشی تا درباره سایرنهای اغواگر و غولهای یک چشم چیزهایی بدانی ــ دست کم برای کسی که در غرب بزرگ شده و به مدرسه رفته چنین است. تاریخ نگارش ادیسه به سده هشتم […]
نگاهی به کتاب سازدهنی و چند قصه دیگر، امیر نادری
انتشار مجموعه قصههای امیر نادری که نام ساز دهنی، یکی از مشهورترین فیلمهای کوتاه سینمای ایران را بر پیشانی دارد، طبیعتاً بیش از هر چیز از زاویه پرتوی که این قصهها میتوانند بر سینمای امیر نادری بیاندازند، جلب نظر میکند. بدیهی است که امیر نادری پیش از هر چیز فیلمساز است و با آثاری چون خداحافظ رفیق (۱۳۵۰) و تنگنا (۱۳۵۲) پیش از انقلاب و دونده (۱۳۶۲) و آب، باد، خاک (۱۳۶۴) بعد از انقلاب، […]
سینمای شاعرانه چیست؟
سنت کلام و ادبیات، آفرینش زبانی، آن قدر ریشهدار است که در هنر نسبتاً جوانی مثل سینما نیز که بر تصویر (و امروزه بر صدا نیز) استوار است، خواه نا خواه مرتب با هنر زبانی، با کلام، مقایسه میشود. از روایت و قصهگویی تصویری سخن میگوییم (این حقیقت دارد که بدون استفاده از کلام و به کمک تصویرها نیز میتوان داستان تعریف کرد) و این روزها حتی از فیلم-مقاله یا مقاله سینمایی. امّا آیا با […]
ما فهرستها را دوست داریم، چون نمیخواهیم بمیریم
در ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ یکی از بزرگترین اندیشمندان عصر ما اومبرتو اکو در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. اومبرتو اکو اندیشمندی چند… بود. نشانهشناس بود، پژوهشگر زیباییشناسی سدههای میانه بود، و در کنار فعالیتهای آکادمیک رمان مینوشت و مقالاتی در مطبوعات منتشر میکرد که در آنها به زبانی نسبتاً ساده و اغلب از زوایای بدیع به موضوعات نظری پیچیده مینگریست. عنوان مشهورترین رمان او نام گل سرخ (۱۹۸۰) است؛ رمانی معمایی که در سدههای […]
فارسی را در چندسالگی آموختم؟
این که فارسی زبان دوم من بوده، روی زبان نوشتاریام چه تاثیری داشته است؟ تازگیها این پرسش برایم جدّیتر شده که کی فارسی یاد گرفتهام و این که زبان ارمنی که پیش از آموختن زبان فارسی تنها زبانی بوده که با آن با اطرافم مراوده داشتهام، چه تاثیری روی تواناییهای زبانی کنونیام، مشخصتر زبان فارسی نوشتاری امروزم، داشته است. مسلماً از سن بسیار پایین در معرض زبان فارسیای که از رادیو پخش میشده بودهام. پدر […]
خانه چخوف
در تور روسیه همهاش بازدید کلیساها بود و کاخهای تزارها. تور فرهنگی بود، امّا نه از داستایوسکی سخنی بود، نه از تولستوی و نه از چخوف نازنین. در مسکو که بودیم روز آزادمان را به دیدار موزه ــ خانه چخوف رفتیم. خانه کوچک دوطبقهای بود و زنان مسنی آن را اداره میکردند که کلمهای انگلیسی بلد نبودند. معلوم بود برای لقمهای نان کار میکنند. بعید میدانستم که چخوف خوانده باشند و غریب بود که ما […]
نگاهی به جهانِ جعفر مدرس صادقی
دنیایی تُهی از عشق و شور و آرمان نسبت به جعفر مدرس صادقی، آن مدرس صادقیای که از خلال دهها داستان کوتاه و رمان شناختهام، احساس دوگانهای دارم. از سویی تواناییهای نویسندگی او را در ادبیات معاصر بهترین میدانم و از سوی دیگر نمیتوانم با ناباوری عمیقی که در آثار او نسبت به هر نوع اعتقاد، آرمان، عاطفه، شور، عشق و دوستی موج میزند، احساس همدلی کنم. بیش از این. آن جا که این ناباوری […]