در پایان مطلب این است بهروز افخمی نوشته بودم مهم ترین کار او این است که شوکران را ساخته است. خودش هم در مصاحبه ای گفته است که بعید می داند بتواند دوباره فیلمی مثل این بسازد. امّا چرا شوکران فیلم فوق العاده ای است. نقدی را که در زمان نمایش فیلم در مجله گزارش فیلم نوشته بودم در این جا نقل می کنم. ملودرامِ نوآر شوکران حادثهای در سینمای ایران است. میتوان امیدوار بود […]
برچسب: نقد فیلم ایرانی
سن پترزبورگ
در سن پترزبورگ نشانههای پختگی را میتوان دید. پختگی برای یک کارگردان یعنی اینکه دم به دم به فکر این نباشد که با این قصهای که تعریف میکند چه پیامی میخواهد منتقل کند. او همه حواسش به این است که قصه اش را خوب تعریف کند، موقعیتها جالب و جذاب باشند، آدمها زنده و ملموس باشند، لحظههای غافلگیرکننده داشته باشد، حتی چطور خوب گافهای و نقاط ضعف و خلاءهای فیلمنامه را بپوشاند، خلاصه کاری کند […]
عیار ۱۴: یک حکایت اخلاقی
پرویز شهبازی بعد از فیلم موفق نفس عمیق که نامش را به عنوان یکی از کارگردانهای قابل اعتنای سینمای ایران تثبیت کرد، با فاصلهای طولانی، عیار ۱۴ را ساخت. البته در این میان فیلم به آهستگی هم بر اساس فیلمنامه او ساخته شد که مُهر شیوه شخصیتپردازی و داستانگویی شهبازی بر آن را میتوان به آسانی تشخیص دارد.در سطح روایت، مهمترین ویژگی شهبازی شخصیتسازی بکر فیلمنامههای اوست. پسر جوان فیلم نفس عمیق با موهای بلند […]
شیرین کیارستمی: فیلمی نخبهگرا درباره سینمای عامهپسند
شیرین کیارستمی یک فیلم تجربی درجه یک است و شیرینی که زنانِ فیلم کیارستمی در این فیلم تماشا میکنند، یک فیلم عامهپسند تمامعیار: فیلمی نخبه درباره فیلمی عامیانه، فیلمی ظریف با لایههای پنهان و پیامهای قابل تاویل درباره فیلمی گلدرشت که پیامهای احساساتاش را آشکار اعلام میکند. شیرینی که تنها صدایش را میشنویم ۱۸۰ درجه با سینمای مطلوب کیارستمی فرق دارد. فیلمهای کیارستمی از موسیقی متن، بازیهای اغراقآمیز تئاتری، دیالوگهای مطنطن، موقعیتهای مرگ و زندگی […]
مهمان ناخوانده / نگاهی به فیلم هفت دقیقه تا پائیز
این نقد در شماره مرداد ماه مجله سینمایی ۲۴ به چاپ رسیده است. طبقه متوسط ایران، به طور خاص طبقه متوسط شهری جدید و به طور خاصتر طبقه متوسط جدید تهران، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و هویت جامعه ما دارد و با نوعی نزدیکبینی خود و دنیای خود را تمام دنیا میداند. در سالهای اخیر تعدادی از فیلمسازان ما که همه به همین طبقه تعلق دارند، زندگی آن را زیر ذرهبین گذاشتهاند و به مشاهده […]
خوشباشی روزهای آشنایی و تکلف سیم آخر / نگاهی به فیلم “طهران تهران”
روزهای آشنایی / داریوش مهرجویی چند سال پیش، وقتی مهمان مامان روی پرده بود، در محفلی بحث فیلم بود و دوستی که کارش تدوین است گفت: فیلم خیلی روان و خوش ریتمه، امّا دروغه. اشارهاش به خوشباشی غالب بر فیلم بود و حسن نیت و خوبی ذاتی همه آدمها و اینکه همه عوامل دست به دست هم میدهند که یک موقعیت بد تبدیل به یک جشن واقعی شود. من به آن دوست گفتم منتها در […]
یک قصه فرعی خوب / یادداشتی بر هیچ
هیچ فیلمی است که در انتهای آن زنی حامله خود و بچهاش را میکشد، زن دیگری را که به خاطر بدرفتاری شوهرش لال شده از خانه بیرون میکنند، و زن سومی به تنفروشی رو میآورد. امّا فیلم خود به اندازه همین خلاصه داستانی که گفتم تکاندهنده نیست. چرا؟ چون ما آدمها را خوب نمیشناسیم. هیچ از آن فیلمهایی است که در یکی از آن حیاطهای به اصطلاح خانه قمر خانمی میگذرد. مثل گوزنها. یا مثل […]
نقدی بر خیلی دور، خیلی نزدیک
معناگرایی+ ملودرامدر نقدهایی که بر خیلی دور، خیلی نزدیک نوشته شده است، معمولاً به شباهتهای آن و خانه روی آب اشاره میکنند. این اشارات بیشتر به خاطر این است که پزشکی مرفه و بیاعتقاد در کانون هر دو فیلم جای گرفته است. امّا آیا بین فیلم مارمولک و خیلی دور، خیلی نزدیک هم شباهتی وجود دارد؟ یا بین این فیلم و لیلی با من است؟ به نظر من شباهت بین این سه فیلم ــ و […]