“آینه‌های روبه‌رو”، فراتر از یک فیلم تعلیمی

یک فیلم آموزشی یا تبلیغاتی خوب. فیلمی که مشخصاً با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه درباره یک موضوع خاص ساخته شده، امّا در این سطح باقی نمانده و با خلق موقعیت‌ها و شخصیت‌های جذاب، گاهی وارد حوزه‌هایی شده که سازندگانش آگاهانه از ورود به آن‌ها اکراه داشته‌اند. دارم درباره فیلم آینه‌های روبه‌رو صحبت می‌کنم. فیلمی که آشکارا فرهنگ‌سازی در زمینه برخورد به تِرَنس‌ها (کسانی که در زمینه هویت جنسی خود دچار تردید هستند و […]

نقدی بر دیدگاه‌های رابین وود

نوشته‌ای که ترجمه‌اش را می‌خوانید معرفی و نقد آخرین کتاب رابین وود با عنوان سیاست جنسی و فیلم روایی است، امّا نویسنده بر تناقضاتی در نوشته‌های وود انگشت می‌گذارد که درباره بیشتر آثار دیگر او نیز صادق است. علاقه‌مندان نظریه سینمایی در ایران با نوشته‌های وود آشنایی دارند؛ گمانم انتشار مقاله‌هایی از این دست نیز برای آشنایی آن‌ها با انتقاداتی که به کار او وارد شده، لازم و مفید است. درغیر این صورت ممکن است […]

منتقد نباید جوّگیر شود

پاسخ به پرسش‌های مجله ۲۴ تعریف نقدنویسی در گذر زمان برای شما تغییر کرده؟ نقد به اندازه‌ی سال‌های گذشته برایتان اعتبار دارد یا از اهمیتش کاسته شده است؟ تعریفش تغییر کرده امّا از اهمیتش کاسته نشده است. من زمانی (در طول دهه ۱۳۷۰ ، دوره‌ای که بیشتر در مجله گزارش فیلم می‌نوشتم) در یک جور تقابل و مبارزه با نقد محتواگر یا اجتماعی‌گرایی که در آن، منتقد نقد نوشتن درباره یک فیلم را بهانه‌ای می‌کرد […]

نقد فیلم مستند چه تفاوتی با نقد فیلم داستانی دارد؟

نقد فیلم جزئی از چرخه اقتصادی و اجتماعی سینماست و از آنجا که فیلم مستند چرخه اقتصادی جاافتاده و سازوکار عرضه و مخاطب جاافتاده ندارد، طبیعتاً به طور منظم نیز نقد نمی‌شود. و چون به طور منظم نقد نمی‌شود نقد آن نیز ملاک‌ها و سنت‌های خاص خود را پیدا نکرده است. نقد فیلم مستند با نقد فیلم داستانی تفاوت‌های اساسی دارد، چون ساخت این دو فیلم اساساً با هم فرق دارد. در فیلم مستند کارگردانی […]

زندگی و دیگر … مرگ، وحشت و ناامنی

نگاهی به فیلم “بیدار شو آرزو” ساخته کیانوش عیاری بازنمایی فاجعه در هنر و به طور خاص در سینما از دشوارترین کارهاست. هر اندازه مهارت و هنرمندی در بازسازی رویدادهایی که هزاران نفر را به کام مرگ می‌فرستند به کار می‌رود، انگار باز حق مطلب ادا نمی‌شود و فیلم نمی‌تواند واقعیت تجربه‌ای را که انسان‌ها در این لحظات هولناک از سر می‌گذرانند به تصویر برگرداند. به همین سبب است که فیلم‌هایی که درباره قتل‌عام‌ها ساخته […]

نقدی بر فیلم رقص در غبار: این مردهای رمانتیک

انگار در گذشته هر مرد زنی هست که یادش مسیر و حال‌وهوای زندگی‌اش را تعیین می‌کند. مارگیری که در تنهایی در بیابان روزگار می‌گذراند یکی از این مردان است و عکسی در ته صندوقچه‌اش خاطره زنی است که او به خاطرش آدم کشته، به زندان رفته و از زندان فرار کرده؛ زنی که دیگر نیست، امّا یادش او را رها نمی‌کند. در پایان فیلم، نظر، پسرکی که انگشت دستش را به خاطر عشق به ریحانه […]

آزمایشگاهِ حمید امجد

عصر پنجشنبه فیلم آزمایشگاه را دیدم و به نظرم رسید فیلمی است که رویش خیلی زحمت کشیده شده است، امّا ابداً در نیامده است. به نظرم آمد با وجود تحرکی که در میزانسن‌ها و ریتمش وجود دارد، تئاتری است. بیشتر به خاطر بازی‌های اغراق‌آمیز و شخصیت‌پردازی کاریکاتوری‌اش. به نظرم آمد محصول همه این‌ها تصنعی است که بر کار سایه انداخته است، عین کارهای بهرام بیضایی. به خودم گفتم بازیگر اصلی فیلم اصلاً از پس به […]

نقد فیلم “جهان‌پهلوان تختی”

زمانه ما، تردید، ناباوری فیلم (بعد از عنوانبندی) با تصویر بسته یک زنگ و صدای آن شروع می‌شود، که نخست به صدای زنگ زورخانه می‌ماند، اما بلافاصله تصویر عمومی تریای شیکی را می‌بینیم و معلوم می‌شود زنگی که دیده‌ایم زنگ بالا در رستوران بوده که با باز شدن در به صدا درآمده است. همین دو تصویر یکی از موتیف‌های تکرار شونده فیلم را به کوتاهی تمام معرفی می کند: تم پهلوانی و نسبت آن با […]