نقد فیلم “برف روی کاجها”

برف روی کاج‌ها. این نام چه انتظاری به وجود می‌آورد در بیننده‌ای که هنوز فیلم را ندیده، امّا شنیده است فیلم سیاه‌وسفید است، ریتم کندی دارد، موسیقی بسیاری از صحنه‌های آن را همراهی می‌کند و در کانونش زنی جای گرفته است که ناگهان متوجه می‌شود شوهرش به او وفادار نیست. انتظار من این بود که با فیلمی روبه‌رو خواهم بود از نظر بصری غنی. خیابان‌هایی با درختان کاج که آدم‌های فیلم زیر آن راه می‌روند […]

درباره انفجارهای بوستون، پوشش تلویزیونی آن و مسأله قومی

مرز مبهم بین “ما” و “آن‌ها” روز ۲۶ فروردین، دو انفجار مهیب در مسیر مسابقه دو ماراتن بوستون به مرگ سه شهروند و زخمی شدن بیش از دویست نفر انجامید. شهر بوستون مرکز ایالت ماساچوست آمریکاست و به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی خود مانند ماساچوست اینستیتوت آو تکنولوجی MIT  و هاروارد و جوّ تساهل قومی و مذهبی‌اش مشهور است. به زودی معلوم شد که انفجار کارِ دو برادرِ ۱۹ و ۲۶ ساله مسلمانِ چِچِن […]

هفت: سینما یا گرافیک؟

فیلم هفت (دیوید فینچر) دست کم در ایران طرفداران پروپاقرصی دارد و بخصوص در میان دانشجویان سینما از محبوبیت زیادی برخوردار است. این محبوبیت بیش از هر چیز مدیون عنوانبندی فوق‌العاده آن است که خبر از مهارت گرافیکی سازندگانش و پیوستگی آن‌ها به سبک‌های امروزی ویدئوکلیپ‌سازی می‌دهد که به سبک‌های ام تی وی مشهورند شده‌اند. کلّ فیلم هم یک چیزی است مثل همان عنوانبندی. از نظر تصویرسازی و فضاسازی فوق‌العاده (مثل یک کلیپ)، از نظر […]

یک بحث قدیمی: ایرانیان ارمنی یا ارامنه ایران

گمانم نخستین کسی که عبارت «ایرانیان ارمنی» را به جای عبارت متداولِ «ارامنه ایران» پیشنهاد کرد اسماعیل رائین بود، در مقدمه کتابی که همین اصطلاح پیشنهادی را بر پیشانی داشت. رائین از اصطلاح مرسوم «ارامنه ایران» به عنوان «یک خطای لفظی و تاریخی» نام می‌بَرد و با استدلال‌هایی در حدّ یکی دو پاراگراف، نام گذاری جدید را پایان یافته تلقی کرده و به خیال خود بر این «خطای لفظی» پایان می‌دهد. غافل از این که اصطلاحاتی […]

می دانید هراند دینک که بود

در راهپیمایی روز ۲۴ آوریل در تهران، تظاهرکنندگان تعداد زیادی عکس هراند دینک حمل می‌کردند که روی یکی از آن‌ها نوشته شده بود «دینک روزنامه‌نگار شهید ارمنی». هراند دینک سردبیر نشریه آگوس بود که به زبان ترکی در استانبول منتشر می‌شد و در ژانویه سال ۲۰۰۷ جلوی ساختمانی که تحریریه آگوس در آن بود، به ضرب گلوله جوانی وابسته به گروه‌های نژادپرست ترکیه کشته شد. دینک پیش از آن نیز یکی دو بار به جرم […]

کوئن‌ها: سینمای عامه‌پسندِ روشنفکری

در اوایل فیلم ای برادر کجایی صحنه‌ای هست که در آن سه مرد فراری در خانه‌ای روستایی به محاصره مردانی مسلح به مسلسل و سگ‌های شکاری درآمده‌اند. یکی از مردان بر دیوارهای ساختمان سوخت می‌پاشد و خانه را به آتش می‌کشد. در لحظه‌ای که دیگر به نظر می‌رسد هیچ امیدی نیست، پسربچه‌ای پشت فرمان یکی از اتوموبیل‌هایی که در فیلم‌های گانگستری دیده‌ایم در میان شعله‌های آتش سر می‌رسد، مردان به دام افتاده را سوار می‌کند، […]

نشانه‌شناسی و نقد: نمونه حوض نقاشی

مطلبی که هفته گذشته درباره نشانه‌شناسی غذا و معماری و ترافیک و … در فیلم حوض نقاشی نوشته بودم (نشانه شناسی پیتزا و کتلت و … )  واکنش‌هایی داشت که مرا متوجه یک مشکل اساسی در این نوع نوشته‌ها کرد؛ منظورم نوشته‌هایی است که یک دستگاه نشانه‌شناختی هر چند محدود در یک فیلم یا رمان کشف و آن را توصیف می‌کنند. متوجه شدم برخی‌ها انگار گمان برده بودند که من نیز نگاه سنت‌گرای سازندگان فیلم […]

نشانه‌شناسی پیتزا و کتلت و … / نگاهی به فیلم حوض نقاشی

لطیفه‌ای هست که در آن خرید نان بربری به عنوان پاسداری از سنت‌ها تلقی می‌شود و از خرید نان باگت به عنوان تهاجم فرهنگی. تجدد شیوه زندگی و از جمله غذاها و مخلفاتی را که می‌خوریم دگرگون می‌کند، برخی از خوراکی‌ها قدیمی و سنتی تلقی می‌شوند و بعضی نو و نشانه تجدد و امروزی بودن. در فیلم‌ها و داستان‌ها هم به تبع زندگی اجتماعی غذاها کارکرد جدیدی پیدا می‌کنند و به عنوان نشانه جایگاه طبقاتی […]