“مکالمه” بیش از همه برای دو چیز به یاد ماندنی است. یکی برای صحنههای خیابان ابتدای فیلم و تشریح دقیق چگونگی ضبط صدای زن و مردی که در حال قدم زدن در میان جمعیت هستند توسط سه میکروفون و سپس ترکیب سه نوار برای به دست آوردن نوار مادری که همه گفتوگو در آن به وضوح شنیده میشود (و شباهت این فرایند با میکس صدا در فیلمسازی). دوّم به خاطر شخصیتپردازی قهرمان اصلی فیلم هری […]
دسته: نقد فيلم
فیلمی از حمید نعمتالله با شرکت مسعود بهاری
میدانیم که حمید نعمتالله فیلم بوتیک را به مسعود بهاری تقدیم کرده است. گفته میشود که خانه مجردی فیلم نیز شبیه خانهای است که حمید نعمتالله و مسعود بهاری مدّتی با هم و با دوستان دیگرشان در آن زندگی کردهاند و یکی از شخصیتهای فیلم حتی از نظر ظاهری شباهتی به مسعود بهاری دارد. مسعود مهرابی در مصاحبهای که در زمان نمایش فیلم با نعمتالله کرده و در شماره ۳۱۴ ماهنامه فیلم (ویژه نوروز ۱۳۸۳) […]
به یاد مسعود بهاری
مسعود بهاری دوست و همکار ما بود در مجله “گزارش فیلم”. آشنایی من با او به به اصطلاح دوره دوّم “گزارش فیلم” باز میگشت. دورهای که دفتر مجله در بلوار کشاورز نزدیک میدان ولیعصر بود. وقتی من کار در “گزارش فیلم” را شروع کردم، بهاری نبود. امّا از بچههای قدیمیتر مجله مرتب دربارهاش میشنیدم. میدانستم کسالت داشته و به شهرشان رفته است. یک روز هم سروکله اش پیدا شد و با توجه به اینکه نزدیکی […]
نارنجی پوش: فیلمی از داریوش مهرجویی؟
نه، این فیلمی از داریوش مهرجویی نیست. نارنجیپوش نمیتواند کار فیلمسازی باشد که بدبینی فلسفیاش را در پستچی و پری و هامون، کمال وسواسآمیزش در فُرم بصری را در لیلا و سارا ، دغدغههای اجتماعیاش را در دایره مینا و سارا و کمدی آبسوردش را در اجارهنشینها و مهمان مامان دیدهایم. به نظر میرسد که این مهرجویی دیگری است که ربطی به مهرجویی سازنده آن فیلمها ندارد. امّا واقعاً چنین است؟ آیا غیر از این […]
نقد فیلم خدمتکار
اربابها، خدمتکارها و یک روزنامهنگار شجاع آنچه از فیلم خدمتکار به یاد آدم میماند فضای رنگارنگ و تصویرهای شاد و درخشان آن است که قصه فیلم درباره روابط اجتماعی ظالمانه حاکم در شهر کوچک جکسونِ میسیسیپی آمریکا در آن میگذرد. این فضای شاد محصول رنگ و نور فضاهای درونی خانهها و طبیعت سرسبز، ولی مهمتر از اینها، لباسهای با طرح رنگ شاد (و اندکی دهاتی، چنان که سلیقه شهرستانی همه جا هست) و آرایش و […]
آرتیست: کپیکاری
در نقاشی، کپیکاران درجه یک صنعتگرانی ماهر هستند. هماهنگی دست با دید، آشنایی با ماتریال و تکنیکهای نقاشی، درک رنگ و نور و ویژگیهای سبکی دورانهای تاریخی گوناگون، تواناییهایی هستند که بدون آنها خلق یک کپی خوب از آثار این یا آن هنرمند بزرگ امکانپذیر نخواهد شد. امّا کپیکار، هر چقدر هم در کارش استاد باشد، هنرمند خلاقی به حساب نمیآید. فاقد احساس و بینش و سبک اصیل مخصوص به خود است. هیچ نقاشی به […]
آیا پاراجانف و نامجو شباهتی به هم دارند؟
سخن گفتن از شباهت بین یک قطعه موسیقی و یک اثر دیداری با احتیاط زیادی باید انجام گیرد. یا این همه در شیوههای آهنگسازان و خالقان فیلم یا نقاشی نیز گاهی میتوان به شباهتهایی برخورد. مثلاً شنیدن “راز نو” (ساخته حسین علیزاده) و تکرار انعکاسهای آواز خواننده روی هم همیشه مرا یاد تکرار نوشتههای به شکل کمرنگتر یا با رنگهای متفاوت در آثار خطاطی، بخصوص در آنچه به سیاهمشق مشهور است و در آن فرم […]
مایههای کیارستمی در “روزی روزگاری در آناتولی”
نوری بیلگه جیلان مشهورترین چهره سینمای ترکیه در عرصههای بینالملی است. یک جور کیارستمی ترکیه ای. امّا شباهت او به کیارستمی به حضور بینالمللی او در جشنوارهها محدود نمیشود. در آخرین فیلم او “روزی روزگاری در آناتولی” با نمونههای آشکاری از تاثیرپذیری او از سینمای کیارستمی روبهرو هستیم. در روستایی در مناطق شرقی ترکیه قتلی اتفاق افتاده است. قاتل اعتراف کرده و حالا با بازپرس، دادستان و گروهی دیگر شبانه در میان تپهها میرانند تا […]