استقبال از یادداشتی که سال گذشته به مناسبت ایام کریسمس و سال نو میلادی نوشته بودم به نام “دوست ارمنی دارید؟ کریسمس را به او تبریک نگویید”، برایم حیرتانگیز بود و از شما چه پنهان، حسابی خوشحالم کرد. این خوشحالی دو وجه داشت. یکی خوشحالی کسی بود که چیزی نوشته و کارش را میخوانند و تعریف میکنند که امری طبیعی است. امّا این خوشحالی وجه دیگری هم داشت. کامنتهایی که خوانندههای مطلب در پایان نوشته […]
نویسنده: robertsafarian
حق شاد نبودن
در یادداشت “کریسمسی دیگر، بهانهای دیگر برای شادمانی” پرانتزی بود که احساس میکنم باید باز شود. آن یادداشت در این باره بود که نیاز به شادمانی خاصیت بشر است. مردم میخواهند هر از گاهی، تنها خوش باشند. و توی پرانتز: (بیشترِ مردم. در اینجا هم حق اقلیت محفوظ است). این پرانتز از این احساس میآمد که مبادا از اینکه بیشتر مردم چنین میلی دارند، چنین نتیجهگیری کنیم که همه موظفند شاد باشند، یا در مناسبتهای […]
قصه ای از ساکی درباره شب کریسمس
شب کریسمس برتیهکتور هیو مونرو (ساکی) شب کریسمس بود، و محفل خانوادگی عالی جناب لوک استِفینک با دوستی و شادمانی بیدلیلی که چنین مناسبتی اقتضا میکرد، افروخته بود. مهمانان شامی مفصل و طولانی صرف کردند، گروه نوازندگان دورهگرد آمدند و سرودهای کریسمس خواندند و بعد مهمانان از سرودخوانی خودشان محظوظ شدند، و سرانجام حسابی جیغ و داد راه انداختند و خانه را روی سرشان گرفتند. اما در میانه این آتش شور و شادمانی، ذغال خاموشی بود […]
دستور و ارتباط
داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خواند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخاونید. بله با وجود به هم ریختگی حروف تک تک کلمات شما توانستید آنها را بخوانید. احتمالاً کلماتِ پس و پیش و موضوع عمومی […]
ملانکولیا: چه باشکوه و اندوهگین است پایان جهان
ملانکولیا فیلمی است درباره پایان جهان. در پایان فیلم، پایان جهان واقعاً اتفاق میافتد. سیارهای که تصادم آن با زمین به نابودی حیات در کهکشان میانجامد، آبی، نورانی و زیباست. این زیبایی آبی بزرگتر و بزرگتر میشود تا سراسر پرده و دو زن و کودکی را که دوزانو روبهروی هم نشستهاند، فرا میگیرد. کلر در جایی از فیلم میگوید این سیاره مرگ دوستانه به نظر میآید. امّا هم او بیش از هر کس دیگری از […]
کریسمسی دیگر و بهانهای دیگر برای شادمانی
امشب شبِ کریسمس است، جشن تولد عیسی مسیح، پیامبر مسیحیان جهان. البته گروههایی از مسیحیان، از جمله ارامنه، این مناسبت را دوازده روز بعد، روز ششم ژانویه، جشن میگیرند. طبیعتاً بسیاری از ایرانیها نمیدانند که کریسمس ارامنه روز دیگری است و به طور طبیعی روز بیستوپنجم دسامبر به دوستان ارمنی خود تبریک میگویند. سال گذشته در همین ایام در همین روزنامه مطلبی نوشتمو شرح دادم که ماجرا چیست؟ تعدادی از دوستان و آشنایان ارمنی به […]
گفتوگویی خودمانی درباره شخصیت و هنر پاراجانف در فصلنامه “حرفه: هنرمند”
بخشی از گفت و گو درباره پاراجانف با حضور شاهیک بازیل، آرسینه مارتیروسیان، ثمیلا امیرابراهیمی، ایمان افسریان و روبرت صافاریاندر تدارک پرونده پاراجانف بودیم که از ثمیلا امیر ابراهیمی شنیدیم در میان دوستانش زوجی ارمنی هستند که خانهشان بیشباهت به موزه نیست، پاراجانف را دوست دارند، با موزه پاراجانف در ایروان ارتباط دارند و معتقدند که پاراجانف در نوع نگرششان به زندگی نقش مهمی بازی کرده است. تصمیم گرفتیم با این زوج ــ شاهیک بازیل […]
مقایسه با پاراجانف، دریچهای برای شناخت بهتر سینمای علی حاتمی
کولاژهای ناخواستهعلی حاتمی و علاقهاش به فرهنگ گذشته این سرزمین، بیاختیار انسان را به مقایسه او با سرگئی پاراجانف وا میدارد. در کتاب معرفی و نقد فیلمهای علی حاتمی (غلام حیدری، انتشارات دفتر پژوهشهای هنری، ۱۳۷۵)، احمد طالبینژاد نام مقالهاش را گذاشته است “سایه نیاکان فراموش شده” که اشاره آشکاری است به پاراجانف و فیلم مشهور او سایههای نیاکان فراموششده ما، امّا در خود مقاله هیچ اشارهای به پاراجانف نشده است. امّا این مقایسه، البته […]