یک فیلم آموزشی یا تبلیغاتی خوب. فیلمی که مشخصاً با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه درباره یک موضوع خاص ساخته شده، امّا در این سطح باقی نمانده و با خلق موقعیتها و شخصیتهای جذاب، گاهی وارد حوزههایی شده که سازندگانش آگاهانه از ورود به آنها اکراه داشتهاند. دارم درباره فیلم آینههای روبهرو صحبت میکنم. فیلمی که آشکارا فرهنگسازی در زمینه برخورد به تِرَنسها (کسانی که در زمینه هویت جنسی خود دچار تردید هستند و […]
برچسب: نقد فیلم ایرانی
آزمایشگاهِ حمید امجد
عصر پنجشنبه فیلم آزمایشگاه را دیدم و به نظرم رسید فیلمی است که رویش خیلی زحمت کشیده شده است، امّا ابداً در نیامده است. به نظرم آمد با وجود تحرکی که در میزانسنها و ریتمش وجود دارد، تئاتری است. بیشتر به خاطر بازیهای اغراقآمیز و شخصیتپردازی کاریکاتوریاش. به نظرم آمد محصول همه اینها تصنعی است که بر کار سایه انداخته است، عین کارهای بهرام بیضایی. به خودم گفتم بازیگر اصلی فیلم اصلاً از پس به […]
نقد فیلم “جهانپهلوان تختی”
زمانه ما، تردید، ناباوری فیلم (بعد از عنوانبندی) با تصویر بسته یک زنگ و صدای آن شروع میشود، که نخست به صدای زنگ زورخانه میماند، اما بلافاصله تصویر عمومی تریای شیکی را میبینیم و معلوم میشود زنگی که دیدهایم زنگ بالا در رستوران بوده که با باز شدن در به صدا درآمده است. همین دو تصویر یکی از موتیفهای تکرار شونده فیلم را به کوتاهی تمام معرفی می کند: تم پهلوانی و نسبت آن با […]
نارنجی پوش: فیلمی از داریوش مهرجویی؟
نه، این فیلمی از داریوش مهرجویی نیست. نارنجیپوش نمیتواند کار فیلمسازی باشد که بدبینی فلسفیاش را در پستچی و پری و هامون، کمال وسواسآمیزش در فُرم بصری را در لیلا و سارا ، دغدغههای اجتماعیاش را در دایره مینا و سارا و کمدی آبسوردش را در اجارهنشینها و مهمان مامان دیدهایم. به نظر میرسد که این مهرجویی دیگری است که ربطی به مهرجویی سازنده آن فیلمها ندارد. امّا واقعاً چنین است؟ آیا غیر از این […]
نقد فیلم «ده» عباس کیارستمی
در فیلم های عباس کیارستمی اکثراً آدم های عادی به روشنفکران درس زندگی می دهند. از جمله در فیلم ده که به گمان من یکی از بهترین های کیارستمی در میان فیلم های بعد از انقلاب اوست. جای نقدی که در زمان نخستین نمایش های ده درباره آن نوشته بودم در میان مطالب این وبلاگ درباره کیارستمی خالی بود. این بود که بدون مناسبت خاصی آن را آپلود کردم. هرچند نوشتن درباره فیلمسازهای کلاسیک ما […]
در این حیاط بمان! / نقد فیلم یه حبه قند
یه حبه قند با صدای شکستن قند شروع میشود که بعدها در فیلم به نشانه مرگی بدل میشود که هر آن در کمین آدمیزاد نشسته است. صدای بعدی، صدای نوار آموزش زبان انگلیسی است که پسندیده (نگار جواهریان) به آن گوش میدهد، نشانه تهدیدی دیگر: میل به رفتن و مهاجرت. سایه مرگ و میل به ترک وطن، دو خطری هستند که زندگی را، نوعی از زندگی را، تهدید به فنا میکنند. فیلم یه حبه قند […]
نگاهی به فیلم آقا یوسف
پدران و فرزندانآقا یوسف داستان آقا یوسف کارمند بازنشستهای است که در منزل مردم کار نظافت میکند و با دخترش زندگی میکند که کار تئاتر میکند و از پدرش مراقبت میکند. داستان یک رابطه گرم، هرچند با نطفههای بحران، که عبارت است از مکالمههای تلفنی دختر ظاهراً با مردی و علاقه بیش از اندازه و در واقع وابستگی افراطی پدر به او. امّا این زندگی دونفره ظاهراً بیمسئله و نقطه تعادل آغازین داستان دچار بحران […]
درباره بار ایدئولوژیک چند فن فیلمنامهنویسی در جدایی نادر از سیمین
موقعیت: نخستین روز کار راضیه در خانه نادر و سیمین در فن داستانگویی از هر نوع آن، خلق موقعیتهایی که به خودخود جالب، بیانگر و معنادار باشند و علاوه بر این، باعث شوند خلق و خو و شخصیت آدمهای حاضر در آن آشکار شود، بسیار مهم است. بسیاری از داستانهای کوتاه در اصل یک موقعیت هستند و بس، منتها یک دنیا حرف در خود دارند. اصغر فرهادی به عنوان فیلمنامهنویس در خلق موقعیتهای جالب، که […]