یک روز بد: یک اپیزود خوب “انسان زمانی که به نام خودش سخن میگوید، کمتر از همیشه خودش است.” اسکار وایلد وقتی هنرمندی اثری میآفریند که حدیث نفس است و برای این کار قصهای برمیگزیند که خود در مرکز آن قرار دارد، چه اتفاقی میافتد؟ معمولاً گزینش چنین قصهای با قرار دادن آدمی با شخصیت حقیقی و با حضور اجتماعی واقعی در کانون روایتی خیالی، راه بر بیان لایههای ژرفتر، پنهانتر و ناخودآگاهتر […]
دسته: نقد فيلم
ملانکولیا: چه باشکوه و اندوهگین است پایان جهان
ملانکولیا فیلمی است درباره پایان جهان. در پایان فیلم، پایان جهان واقعاً اتفاق میافتد. سیارهای که تصادم آن با زمین به نابودی حیات در کهکشان میانجامد، آبی، نورانی و زیباست. این زیبایی آبی بزرگتر و بزرگتر میشود تا سراسر پرده و دو زن و کودکی را که دوزانو روبهروی هم نشستهاند، فرا میگیرد. کلر در جایی از فیلم میگوید این سیاره مرگ دوستانه به نظر میآید. امّا هم او بیش از هر کس دیگری از […]
مقایسه با پاراجانف، دریچهای برای شناخت بهتر سینمای علی حاتمی
کولاژهای ناخواستهعلی حاتمی و علاقهاش به فرهنگ گذشته این سرزمین، بیاختیار انسان را به مقایسه او با سرگئی پاراجانف وا میدارد. در کتاب معرفی و نقد فیلمهای علی حاتمی (غلام حیدری، انتشارات دفتر پژوهشهای هنری، ۱۳۷۵)، احمد طالبینژاد نام مقالهاش را گذاشته است “سایه نیاکان فراموش شده” که اشاره آشکاری است به پاراجانف و فیلم مشهور او سایههای نیاکان فراموششده ما، امّا در خود مقاله هیچ اشارهای به پاراجانف نشده است. امّا این مقایسه، البته […]
آربی آوانسیانِ مستندساز
یادداشتی بر فیلم لبئوس ملقب به تادئوس آربی آوانسیان را با کارهای تئاتری او و فیلم چشمه میشناسیم و کمتر کسی است که بداند او فیلم مستند هم ساخته است. حتی اگر به کتاب “فرهنگ فیلمهای مستند سینمای ایران” (مسعود مهرابی) مراجعه کنید، نامی از فیلم مستند “لبئوس، ملقب به تادئوس” که در سال ۱۳۴۶ ساخته شده نمییابید. البته این امر بیش از آنکه تقصیر مؤلف کتاب یادشده باشد، از شرایط تولید غیرعادی فیلم ناشی […]
نقد فیلم «ده» عباس کیارستمی
در فیلم های عباس کیارستمی اکثراً آدم های عادی به روشنفکران درس زندگی می دهند. از جمله در فیلم ده که به گمان من یکی از بهترین های کیارستمی در میان فیلم های بعد از انقلاب اوست. جای نقدی که در زمان نخستین نمایش های ده درباره آن نوشته بودم در میان مطالب این وبلاگ درباره کیارستمی خالی بود. این بود که بدون مناسبت خاصی آن را آپلود کردم. هرچند نوشتن درباره فیلمسازهای کلاسیک ما […]
از مخالفت با انشاء نویسی و اجتماعیگرایی عامیانه تا ضرورت پرهیز از زیباییشناسیگرایی محض (استتیسیزم)
اندیشههایی درباره نظریه نقد فیلم (شاید راهنمایی هایی برای نگارش نقد فیلم) سینما ماهیت یا ذات از پیش تعریف شدهای ندارد که فیلمها بر اساس آن ساخته میشوند. آنچه ماهیت سینمای نامیده میشود، نقاط مشترک همه فیلمهایی است که ساخته شدهاند و منتقدان فیلم که بیش از همه با فیلمهای کلنجای میروند، از گروههایی هستند که میتوانند در یافتن این نقاط مشترک و استنباط ذات سینما از آنها، نقش فعالی داشته باشند. آنها نه تنها […]
فرهنگ نقد فیلم در پرونده یه حبه قند در ماهنامه فیلم
“پیام این فیلم چیست” آیا پرسش موجهی است؟ پروندهای چهل صفحهای درباره فیلم یه حبه قند شامل شش نقد در جدیدترین شماره ماهنامه فیلم. خواندن نقدهای شش منتقد، و در میان آنها نقد سردبیر ماهنامه هوشنگ گلمکانی، همه تحسینآمیز و همه در توصیف و تشریح لذّتی که نویسندگان از تماشای فیلم بردهاند، و تقریباً به کلّی خالی از این پرسش که فیلم چه میگوید و نگاهش به مسائل جامعه امروز ما چیست، یا در یک کلام: […]
در این حیاط بمان! / نقد فیلم یه حبه قند
یه حبه قند با صدای شکستن قند شروع میشود که بعدها در فیلم به نشانه مرگی بدل میشود که هر آن در کمین آدمیزاد نشسته است. صدای بعدی، صدای نوار آموزش زبان انگلیسی است که پسندیده (نگار جواهریان) به آن گوش میدهد، نشانه تهدیدی دیگر: میل به رفتن و مهاجرت. سایه مرگ و میل به ترک وطن، دو خطری هستند که زندگی را، نوعی از زندگی را، تهدید به فنا میکنند. فیلم یه حبه قند […]