تلویزیون سالهاست به یکی از اسباب اثاث هر خانهای تبدیل شده است. جعبه کوچکی در گوشه اتاق نشیمن که رابط اهل خانه با جهان است. یکی از کارکردهای این جعبه این است که از راه آن از آنچه در دیگر نقاط جهان میگذرد باخبر میشویم. و نه تنها از راه گوش، که از راه چشم نیز. هرکجا جنگی است، انفجاری است، زلزلهای است، تصویرهای متحرکش بر صفحه این دستگاه به نمایش در میآید. میگویند به […]
نویسنده: robertsafarian
مقدمه فارگو و قضیه رفتگر بجنوردی
میان داستانهای واقعی درباره گذشته، مادر بزرگ این داستان را هم که سالهای قبل در نیویورک اتفاق افتاده بود برایمان تعریف میکرد. روزی مادر بزرگ در خانه تنها بوده که صدای زنگ در را میشنود. در را باز میکند، به گفته خودش با زن “گنده سیاه سوختهای” رو در رو میشود که خسته و تشنه از او تقاضای جرعهای آب میکند. مادر بزرگ به داخل دعوتش میکند و میرود آب بیاورد. مادر بزرگ پیش از […]
فیلمی از حمید نعمتالله با شرکت مسعود بهاری
میدانیم که حمید نعمتالله فیلم بوتیک را به مسعود بهاری تقدیم کرده است. گفته میشود که خانه مجردی فیلم نیز شبیه خانهای است که حمید نعمتالله و مسعود بهاری مدّتی با هم و با دوستان دیگرشان در آن زندگی کردهاند و یکی از شخصیتهای فیلم حتی از نظر ظاهری شباهتی به مسعود بهاری دارد. مسعود مهرابی در مصاحبهای که در زمان نمایش فیلم با نعمتالله کرده و در شماره ۳۱۴ ماهنامه فیلم (ویژه نوروز ۱۳۸۳) […]
افسانه رفتگر یک میلیارد تومانی
این مطلب برای چاپ در روزنامه شرق نوشته شده است. نزدیک یک سال است که روزهای شنبه در صفحه آخر شرق در ستون ثابتی به نام “نقد فرهنگ” درباره مسائل فرهنگی جامعه مینویسم. این مطلب را هم برای چاپ در همین ستون نوشته بودم. دیشب آخر وقت اس ام اسی دریافت کردم از مسئول صفحه که مطلب “برای چاپ تائید نشده است”. مطلب را بخوانید. چیز سانسوری به مفهوم سیاسی در آن پیدا نمیکنید. مسئلهای […]
به یاد مسعود بهاری
مسعود بهاری دوست و همکار ما بود در مجله “گزارش فیلم”. آشنایی من با او به به اصطلاح دوره دوّم “گزارش فیلم” باز میگشت. دورهای که دفتر مجله در بلوار کشاورز نزدیک میدان ولیعصر بود. وقتی من کار در “گزارش فیلم” را شروع کردم، بهاری نبود. امّا از بچههای قدیمیتر مجله مرتب دربارهاش میشنیدم. میدانستم کسالت داشته و به شهرشان رفته است. یک روز هم سروکله اش پیدا شد و با توجه به اینکه نزدیکی […]
انسانشناسی و فرهنگ: یک سایت مفید
صفحه اول سایت را که نگاه میکنی تنوع مطالب آن گیجکننده و جذاب است: دربالای صفحه تصویری است از پاریس ماه مه ۱۹۶۸٫ پیرزنی چتر به دست و عینک تیره به چشم در پیشزمینه تصویر و اتوموبیلهای سوخته روی هم انباشته و چند رهگذر در پسزمینه. عنوان مطلب: بینالملل نوع بشر. (بعد از بینالمللهای سوسیالیستی بینالملل نوع بشر؟ باید خواند). مطالب بعدی: مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری (رشتهای تازه که مفاهیم کلیدی خود را پیدا […]
پاکسازی
وقتی سر نمایش آنتیگونه سوفوکل، همان اوائل نمایش، دو گربه از جایی میان تیرهای فلزی بالای سر بازیگرها روی صحنه پریدند و اجرای نمایش را به هم ریختند، کسی فکر نمیکرد این حادثه آغاز بحرانی باشد که تمام شهر را فرا خواهد گرفت. وقتی دو گربه انگار از غیب پریدند درست وسط آنتیگونه و خواهرش، دخترهایی که نقش آنها را بازی میکردند دیالوگهایشان را نیمهکاره رها کردند، جیغ کشیدند و سراسیمه از صحنه بیرون دویدند. […]
چرا کتاب می خوانم؟
نمایشگاه کتاب است و بحث کتاب داغ و بار دیگر هرکس میتواند از خود بپرسد برای چه کتاب میخواند. من میتوانم سالها در یک اتاق بنشینم و کتاب بخوانم. کتاب خواندن طبیعیترین کاری است که از من برمیآید. برای من کتاب خواندن بیش از سفر و گشت و گذار در طبیعت، دریچهای است به دنیاهای دور و ناشناخته. داستانی از چخوف میخوانی و میتوانی سرزمینی دور و غریب مانند روسیه سده نوزدهم را از […]