دوباره‌خوانی “ابله” داستایوسکی

دسته‌های اسکناسی که در میان شعله‌های آتش بخاری دیواری می‌سوزند. ضیافتی شبانه و مردمانی با چهره‌های غریب، بیشتر سفیدرو و چشم‌آبی، که پوتین با پا و لباس‌های گرم به تن دارند پیرامون بخاری. جوانی رنگ‌پریده در میان مهمانان. کوپه قطاری که او و یکی دیگر از مهمانان را به سن پترزبورگ می‌آورد. این‌ها همه چیزهایی است که از رمان ابله در نوجوانی به یادم مانده بود. تازه اطمینان ندارم این تصویرها از خواندن رمان در […]

یادی از “پرنیان” ارد عطارپور بعد از ده سال

گریز اُرُد از باستانشناسی به باستانشناس  آشنایی من با ارد عطارپور بر می‌گردد به ده سال پیش، به سال ۱۳۸۱ و نخستین جشنواره مستند کیش که فیلم پرنیان او در آن به نمایش در آمد و با استقبال روبه‌رو شد. من در این جشنواره با تعدادی از فیلمسازان حاضر در کیش و از جمله ارد عطارپور مصاحبه‌های کوتاهی کردم که در ششمین و آخرین شماره نشریه سینما حقیقت (بهار ۱۳۸۲) منتشر شد و با توجه […]

نقش تاریخی دکتر هوشنگ کاووسی

دکتر هوشنگ کاووسی بی‌شک آدم موثری در فرهنگ ما و بخصوص فرهنگ سینمایی ما و بخصوص فرهنگ نقد فیلم ما بوده است. نگاه ما به او باید نگاهی تاریخی باشد. من در کلاس‌های تاریخ سینمای او در مدرسه عالی تلویزیون و سینما شرکت کرده‌ام و در سال ۱۳۷۷ مصاحبه مفصلی با او کردم که در مجله گزارش فیلم چاپ شد. به گمانم می‌توان دستاوردها و نارسایی‌های کار دکتر کاووسی را در این چند نکته خلاصه […]

با مینی‌دی‌وی‌هام چه کار کنم؟

مدّتی است دوربین ویدئویی سونی‌ای که بیش از ده سال پیش خریده و پنج سال با آن کلّی فیلم از خانواده و سفرها و همین طور برخی مصاحبه‌ها با بستگان درباره روستای زادگاه‌شان و غیره گرفته بودم، خراب شده است و ساعت‌ها فیلم بلااستفاده روی دستم مانده است. این نوارهای مینی‌دی‌وی را باید یا با اتصال دوربین به تلویزیون تماشا کرد یا با همان دوربین کپچر کرد، یعنی به فایل دیجیتال تبدیل و به کامپیوتر […]

نگاهی به نمایش وُیتسک

رنجِ انسان معمولی تئاتر ما، تا آنجا که من دیده‌ام، همانند فیلمنامه‌نویسی و سینمای ما، داستان ما، و …. به شدّت تکنیک‌زده است. این امر تا حدودی ناشی از جوانی و کم‌تجربه‌گی دست‌اندرکاران آن است و تا حدودی از نبودِ حرف (یا امکان‌ناپذیری بیان آن) که باعث می‌شود کارگردان و هنرمند برای نمایش توانایی‌هایش، میدانی جز میدان تکنیک نمی‌یابد و الحق استعدادها در این زمینه کم نیستند. امّا با هنرنمایی تکنیکی در زمینه صحنه‌آرایی و […]

نگاهی به فیلم “چشمه” بر مبنای نخستین نمای آن

موشک کاغذی در سایه‌روشنِ شاخ‌وبرگ درختان نخستین تصویر فیلم چشمه (آربی اوانسیان، ۱۳۴۸-۱۳۵۰) بعد از عنوانبندی تصویری است ثابت از یک موشک کاغذی که در روی زمینی در سایه شاخ‌وبرگ درختان می‌افتد. این تصویر ۴۵ ثانیه روی پرده می‌ماند بدون اینکه ظاهراً اتفاقی بیفتد. مدّت طولانی این تصویر به ظاهر بی‌ربط یکی از مسائلی بود که در زمان نمایش فیلم هم مورد بحث قرار گرفت. نوشته حاضر درباره همین یک تصویر است، امّا با این […]

دانلد ریچی: یک آمریکایی در ژاپن

دانالد ریچی، کسی که مشهور است سینمای ژاپن را به دنیا معرفی کرد، چند روز پیش در گذشت. ریچی امّا تنها تاریخ‌نگار سینما نبود. او درباره فرهنگ ژاپن نیز کتاب‌ها نوشته و همه هم‌وغمش این بود که ژاپن واقعی را به آمریکایی‌ها معرفی کند. او رمان‌نویس و فیلمساز تجربی هم بود و برخوردش به ژاپن برخوردی بسیار شخصی است. سخنان خودش پیچیدگی تجربه “خارجی بودن” را به خوبی نشان می‌دهد. “… کشور خودم را با […]

نگاهی به فیلم پله آخر

شوخی‌های مرد مرده پله آخر فیلم داستان در داستان و به هم ریختن مرز داستان و واقعیت است: آن چه در طول فیلم می‌بینیم آیا داستان واقعی زن و مردی است یا داستان فیلمی است که زن در آن بازی می‌کند؟ و فیلمی است استوار بر مونتاژ که با برش زدن از این داستان به آن یکی و تکرار یک موقعیت از دیدگاهی دیگر در جایی دیگر، ما را به درون زمان و مکان فانتزی […]