با در نظر گرفتن همه چیز، کار کمتر ملالآور است تا سرگرم ساختن خویش. من عاشق واگنر هستم، امّا موسیقی گربهای را که بیرون پنجره از دمش آویخته شده و بر شیشه پنجول میکشد، ترجیح میدهم. هنرمند، خواه ستمدیده و خواه ستمگر، خواه تسلیم و خواه طاغی، برای اینکه حرفی برای بیان کردن داشته باشد، باید پیش از هر چیز، چون انسانی در میان انسانهای دیگر، در این دنیا سکونت کند. الهام از کار هر […]
یک روز مانده به عید پاک، نوشته زویا پیرزاد
معضل رفتار تعصبآمیز نسبت به ازدواج مختلطزویا پیرزاد با کتاب چراغها را من خاموش میکنم مشهور شد. یکی از علل موفقیت این کتاب بازسازی زندگی یک اقلیت قومی (ارامنه) در یکی دو دهه پیش از انقلاب در شهر نفتی آبادان است و جذابیتی که فضاهای این شهر متجدد و محیطهای خانوادگی و شیوه زیست ارامنه برای خواننده فارسیزبان امروزی دارد. در آن کتاب پیرزاد مسائلی مانند عشق ممنوع یک زن خانهدار و رابطه ارامنه با […]
ترجمه به مثابه خیانت
در مدارس ارامنه ایران، بر خلاف تصور عموم، همان کتابهای درسی فارسی زبان تدریس میشود و بیشتر معلمها هم ارمنی نیستند و زبان ارمنی نمیدانند. سرکلاس بچهها از ارمنی ندانستن معلمها استفاده میکردند و به زبان ارمنی حرف خندهداری میپراندند یا به تقلب جواب پرسشی را که معلم از دانشآموزی پرسیده بود، به زبان ارمنی به او میرساندند. یک بار سر کلاس فیزیک یکی از بچهها داشت آزمایشی را شرح میداد که با پر کردن […]
نگاهی به فیلم "سالی دیگر" مایک لی
تام و جری در صلح و صفاسالی دیگر، آخرین فیلم مایک لی، فیلمساز شهیر انگلیسی، از سوی منتقدان ایرانی با تحسین پذیرفته شده است. در شماره دوّم مجله تجربه پروندهای به این فیلم اختصاص یافته حاوی شش نقد (در مجموع هشت صفحه) بدون یک کلمه انتقادی به کاستیهای ساختاری احتمالی یا مخالفت با یا بحث در دیدگاههای فیلمساز یا تردید در درستی انتخابهای فرمی و محتوایی او. این به گمان من چیزی نیست جز فقدان […]
داستان فوق العاده ای از ویکتور هیو مونرو (ساکی)
داستانی که ترجمه اش را در اینجا آورده ام از کلاسیک های قصه کوتاه و خود اثر فوق العاده ای است درباره ماهیت قصه گویی و قصه بد، قصه خوب، اخلاق و فانتزی. قصهگوبعدازظهر گرمی بود و کوپه قطار متناسب با گرمای هوا دمکرده بود. تا تمپلکوم، ایستگاه بعدی، یک ساعت راه بود. سرنشینان کوپه یک دختربچه کوچک بود، و یک دختربچه کوچکتر و یک پسربچه کوچک. عمهخانمی که به همین بچهها تعلق داشت یکی […]
نگاهی به فیلم آقا یوسف
پدران و فرزندانآقا یوسف داستان آقا یوسف کارمند بازنشستهای است که در منزل مردم کار نظافت میکند و با دخترش زندگی میکند که کار تئاتر میکند و از پدرش مراقبت میکند. داستان یک رابطه گرم، هرچند با نطفههای بحران، که عبارت است از مکالمههای تلفنی دختر ظاهراً با مردی و علاقه بیش از اندازه و در واقع وابستگی افراطی پدر به او. امّا این زندگی دونفره ظاهراً بیمسئله و نقطه تعادل آغازین داستان دچار بحران […]
اگزوتیسم در چندقدمی
صحنه خانواده ارمنی در فیلم آقا یوسفدر فیلم آقا یوسف که این روزها بر پرده سینماهاست، شخصیت اصلی فیلم کارمندی بازنشسته است که در خانههای مردم به عنوان کارگر نظافتچی کار میکند و بیننده هم همراه او وارد زندگی خانوادههای مختلف میشود. یکی از اینها، خانوادهای ارمنی است. نقش شوهر خانواده را یکی از دوستانم بازی کرده بود و امیدوار بودم که این بار در یک فیلم ایرانی شاهد تصویری ملموس و باورپذیر از فضای […]
از بالای برج میلاد
این روزها آن قدر نگران ثبت و ضبط زندگی و واقعیت یا بهتر است بگوییم ظاهر بصری آن با انواع و اقسام دوربینها هستیم که فراموش میکنیم هیچ عکس و تصویری نمیتواند جای تجربه واقعی زندگی را بگیرد و این امر در مورد تجربه بصری همان قدر صادق است که درباره تجربههای دیگر. به دیدن هر بنای تاریخی و هر رویدادی که میروید، میبینید دهها نفر دوربین و هندی کم و موبایل به دست، دارند […]