رنجِ انسان معمولی تئاتر ما، تا آنجا که من دیدهام، همانند فیلمنامهنویسی و سینمای ما، داستان ما، و …. به شدّت تکنیکزده است. این امر تا حدودی ناشی از جوانی و کمتجربهگی دستاندرکاران آن است و تا حدودی از نبودِ حرف (یا امکانناپذیری بیان آن) که باعث میشود کارگردان و هنرمند برای نمایش تواناییهایش، میدانی جز میدان تکنیک نمییابد و الحق استعدادها در این زمینه کم نیستند. امّا با هنرنمایی تکنیکی در زمینه صحنهآرایی و […]
نگاهی به فیلم “چشمه” بر مبنای نخستین نمای آن
موشک کاغذی در سایهروشنِ شاخوبرگ درختان نخستین تصویر فیلم چشمه (آربی اوانسیان، ۱۳۴۸-۱۳۵۰) بعد از عنوانبندی تصویری است ثابت از یک موشک کاغذی که در روی زمینی در سایه شاخوبرگ درختان میافتد. این تصویر ۴۵ ثانیه روی پرده میماند بدون اینکه ظاهراً اتفاقی بیفتد. مدّت طولانی این تصویر به ظاهر بیربط یکی از مسائلی بود که در زمان نمایش فیلم هم مورد بحث قرار گرفت. نوشته حاضر درباره همین یک تصویر است، امّا با این […]
دانلد ریچی: یک آمریکایی در ژاپن
دانالد ریچی، کسی که مشهور است سینمای ژاپن را به دنیا معرفی کرد، چند روز پیش در گذشت. ریچی امّا تنها تاریخنگار سینما نبود. او درباره فرهنگ ژاپن نیز کتابها نوشته و همه هموغمش این بود که ژاپن واقعی را به آمریکاییها معرفی کند. او رماننویس و فیلمساز تجربی هم بود و برخوردش به ژاپن برخوردی بسیار شخصی است. سخنان خودش پیچیدگی تجربه “خارجی بودن” را به خوبی نشان میدهد. “… کشور خودم را با […]
نگاهی به فیلم پله آخر
شوخیهای مرد مرده پله آخر فیلم داستان در داستان و به هم ریختن مرز داستان و واقعیت است: آن چه در طول فیلم میبینیم آیا داستان واقعی زن و مردی است یا داستان فیلمی است که زن در آن بازی میکند؟ و فیلمی است استوار بر مونتاژ که با برش زدن از این داستان به آن یکی و تکرار یک موقعیت از دیدگاهی دیگر در جایی دیگر، ما را به درون زمان و مکان فانتزی […]
شهر از پشت شیشه ماشین
در فیلمها، اعم از داستانی یا مستند، ولی بخصوص در فیلمهای مستند، چه بسا ما شهر را از پشت شیشه ماشین میبینیم. آینه بالا، آینه بغل و تزئینات مشکیِ زیر شیشه جلو، خیابانها و جادهها و اتوبانها، مغازهها، تابلوها، خطکشیهای سفید، چراغهای راهنمایی، و سرانجام رهگذران را قاب میگیرند. این آدمها، وقتی از داخل ماشین آنها را میبینیم، از شخصیتهای فردی تهی میشوند، میشوند آدمهای نمونهوار شهر، آحادِ نمونهوار جامعه: مردی که به سر کار […]
بینامتنی شدهام، حسابی …
چند دقیقه به شروع فیلم مانده است. سرم را تکیه میدهم به پشتی صندلی و ناخواسته فکرم میرود سراغ متنی که پیش از بیرون آمدن از دفتر مجله روی آن کار میکردم: توصیف گردهمایی بزرگ دشت مغان به دستور نادراُقلی برای این که رسماً خود را شاه اعلام کند به قلم اسقف اعظم ارمنیِ زمان نام آبراهام کرتاتسی. اسقف از عصبانی شدن خان مخوف چه وحشتی داشته! راستی اصلاً چرا نادرشاه به برای به دست […]
نگاهی به فیلم مستند «برای آزادی» ساختۀ حسین ترابی
انقلاب ما همه جا بود؛ همه بودند … و ما اگر هزار دوربین هم داشتیم نمیتوانستیم تصویر کامل بدهیم از قیام ملتی که به پیشواز مرگ رفته بود … برای آزادی اینها کلماتی هستند که با حروف قرمز بر زمینه تیره بر پرده نقش میبندند و بعد روایت حسین ترابی از انقلاب شروع میشود. اگر در این چند جمله دقیق شویم، میبینیم این کلام چندین لایه دارد. آشکارترین معنای آن اشارهای است به فراگیری و […]
جشنواره، جایزه و دیگر هیچ
نخستین جشنواره فیلم به شکلی که امروز میشناسیم در سال ۱۹۳۲ در ونیز کارش را شروع کرد. یعنی هشتاد سال پیش. نخستین دوره جشنواره کن چهارده سال بعد از آن، بعد از جنگ جهانی دوّم برگزار شد. و امروز پدیده جشنواره چنان جای مهمی را در فرهنگ عمومی جوامع به دست آورده است، که حتی تصور این که مردم آن روزگار بدون جشنواره و جایزه چه میکردند، مشکل است. دایره المعارف بریتانیا جشنواره را این […]