معرفی کتاب «نخل و همسایه‌ها»

پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «همان وقت که احمد محمود در این سوی رود همسایه‌ها را می‌نوشت، غائب طعمه فرمان، رمان‌نویس صاحب‌سبک و بنام عراقی، در آن سو در کار نوشتن نخل و همسایه‌ها بود. آن دو بی‌آن‌که یکدیگر را بشناسند، از رنج‌های روزگار خود می‌نوشتند … » البته این همزمانی دقیق نیست. کتاب همسایه‌ها در سال ۱۳۵۳ منتشر شده است و کتاب نخل و همسایه‌ها در سال ۱۳۴۵، کماکان می‌توان گمان کرد که دو نویسنده تقریباً همزمان روی اثرشان کار می‌کردند، چرا که نخستین نگارش همسایه‌های محمود گویا ده سال زودتر آماده بوده و شاید او در همان زمان که طعمه فرمان کتابش را می‌نوشته مشغول کار روی همسایه‌ها بوده است. اما تفاوت مهم‌تر چیز دیگری است. نویسنده‌ی عراقی کتابش را نه در آن سوی رود، بلکه در جایی خیلی دور نوشته است، در مسکو …

نگاهی به رمان «پولین» آلکساندر دوما

سرنوشت پولین، زن جوانی که نخستین رمان آلکساندر دوما عنوان خود را از نام او گرفته، توسط سه راوی اول شخص تعریف می‌شود: یک داستان تودرتوی واقعی. این ساختار تودرتو به نظر پیچیده می‌آید، اما نگران نباشید. آلکساندر دوما قصه‌گوی قهاری است و طور ماجرا را پیش می‌برد که هیچ گیج نمی‌شوید و خوب می‌توانید رویدادها و روابط آدم‌ها را دنبال کنید.

نگاهی به رمان «رازهای سرزمین من» نوشته‌ی رضا براهنی

اگر بخواهیم این رمان ۱۲۷۰ را صفحه‌ای توصیف کنیم، اول باید بگوییم بدنه اصلی‌اش، حدود ۷۵۰ صفحه از آن (صص ۳۰۹-۱۰۵۷) که فصلی است با عنوان «نقل حسین میرزا»، سرگذشت حسین تنظیفی است؛ مترجم مستشاران نظامی آمریکا در آذربایجان در اوائل دهه‌ی چهل شمسی، که ناخواسته در جریان قتل یکی از افسران مستشاری به دست تعدادی از گروهبان‌های ایرانی قرار می‌گیرد و به حبس ابد محکوم می‌شود. سرگذشت حسین تنظیفی با آزادی او همراه زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷ ادامه پیدا می‌کند و رویدادهایش به موازات رویدادهای انقلاب در تهران رخ می‌دهند.اما سیصد صفحه‌ی اول کتاب در فضای کاملاً متفاوتی می‌گذرد.

هوش مصنوعی و ادبیات

چشم‌ها دریچه‌های روح آمیزاد هستند. راه‌های بی‌شماری برای توصیف چشم‌ها وجود دارد. اول خصوصیات آشکار چشم‌ها مثل رنگ ــ آبی، سبز، خاکستری، سیاه، … ــ را توصیف کنید. بعد شکل‌شان را شرح دهید ــ گرد، بادامی، باریک. به شکل و ساختار کلی‌ آن دقت کنید، از ابروها گرفته تا پلک‌ها. شرح دهید که چشم‌ها چگونه در صورت کاراکتر جا گرفته‌اند ــ در عمق، دور از هم، نزدیک هم. حرکات مخصوصی برای‌شان در نظر بگیرید که بیانگر احساسات کاراکتر باشند. بگذارید کاراکتر پلک بزند، چپ نگاه کند، خیره شود، چشم‌هایش برق بزنند.

معرفی مجموعه شعر «به غوغای باران»

تولد در روستایی در ازنای لرستان در یک خانواده‌ی پرجمعیت ارمنی در سال ۱۳۲۱ شمسی. بعد اراک، بعد تهران. تحصیل هنر، مشارکت در گروه شاعران نوجوی گروه ادبی «نُر اِج» (nor ej ، «صفحه‌ی نو»)، تدریس در دانشکده‌ی هنرهای زیبا، نقاشی، مهاجرت به نیویورک. نمایش آثار در گالری‌های معتبر جهان. بعد ارمنستان و مشارکت در بنیانگذاری مرکزی برای گسترش هنر نو و تجربی. زندگی در ایروان و نیویورک. و اینک ترجمه‌ی شعرهای دهه‌ی هشتاد میلادی و پیش‌تر از آن به زبان فارسی.

نظری به کتاب خروس ابراهیم گلستان

خروس را می‌شود داستانِ ابراهیم گلستانی دانست که در خراب‌آبادی پر از کثافت و تباهی افتاده با مردمانی عقب‌مانده و روشنفکرانی بدطینت که ندادردهنده‌ها را می‌کشند. در این میان تنها اوست که حق دارد و هیچ نقشی و مشارکتی و مشابهتی با آن‌چه بیرون از خودش در جریان است ندارد.

مهاجرت به گذشته

به یاد می‌آورم لاله‌زار را چرا این اواخر این قدر به «قدیم‌ها» دل بسته‌ایم، عکس‌های قدیمی، اشیاء قدیمی، فیلم‌های قدیمی، اعم از فیلمفارسی‌ها و فیلم‌های آرشیوی از خیابان‌ها و ساختمان‌های پنجاه شصت سال پیش و قدیمی‌تر؟ و آیا تصویری که از این خیابان‌ها و فضاها می‌سازیم با واقعیت آن‌ها در گذشته هیچ شباهتی دارد؟ این پرسش را که طرح کنی، توفانی از اظهارنظرها و حدس‌وگمان‌ها در می‌گیرد. شاید چون در حال و آینده چیز دوست‌داشتنی […]

پژوهش‌های یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟

معرفی کتاب «پژوهش‌های یک سگ» نویسنده: فرانتس کافکا / ترجمه: علی‌اصغر حداد / باضافه‌ی دو نقد به قلم آرون شوستر و راینر نِگِله، به ترجمه‌ی مهدی حبیب‌زاده / انتشارات خوب / مجموعه‌ی نقد و داستان / چاپ دوم / ۱۴۰۱ ۱ به گذشته‌ها که فکر می‌کنم، با به یاد آوردن روزهایی که در میان جماعت سگ‌ها زندگی می‌کردم، در تب‌وتاب آنان سهیم بودم و سگی میان سگ‌ها به حساب می‌آمدم، با کمی دقت به این […]