یه حبه قند ساخته رضا میرکریمی بر پرده سینماهاست. میرکریمی در این فیلم هم همانند دو فیلم قبلیاش فیلمسازی است کاملاً مسلط بر بازیگیری و اجرای میزانسنهای دشوار و خلق لحظههای حسی تاثیرگذار. در این تردیدی نیست. امّا یه حبه قند چه میگوید؟ دو مضمون در سراسر فیلم بسط و پرورش مییابد. یکی مضمون حضور مرگ و ماوراء الطبیعه در تمام لحظات زندگی آدمها و دیگری مضمون رفتن یا ماندن، یا به زبان دیگر، پرسش […]
دسته: نقد فيلم
نگاهی به فیلم "سالی دیگر" مایک لی
تام و جری در صلح و صفاسالی دیگر، آخرین فیلم مایک لی، فیلمساز شهیر انگلیسی، از سوی منتقدان ایرانی با تحسین پذیرفته شده است. در شماره دوّم مجله تجربه پروندهای به این فیلم اختصاص یافته حاوی شش نقد (در مجموع هشت صفحه) بدون یک کلمه انتقادی به کاستیهای ساختاری احتمالی یا مخالفت با یا بحث در دیدگاههای فیلمساز یا تردید در درستی انتخابهای فرمی و محتوایی او. این به گمان من چیزی نیست جز فقدان […]
نگاهی به فیلم آقا یوسف
پدران و فرزندانآقا یوسف داستان آقا یوسف کارمند بازنشستهای است که در منزل مردم کار نظافت میکند و با دخترش زندگی میکند که کار تئاتر میکند و از پدرش مراقبت میکند. داستان یک رابطه گرم، هرچند با نطفههای بحران، که عبارت است از مکالمههای تلفنی دختر ظاهراً با مردی و علاقه بیش از اندازه و در واقع وابستگی افراطی پدر به او. امّا این زندگی دونفره ظاهراً بیمسئله و نقطه تعادل آغازین داستان دچار بحران […]
اگزوتیسم در چندقدمی
صحنه خانواده ارمنی در فیلم آقا یوسفدر فیلم آقا یوسف که این روزها بر پرده سینماهاست، شخصیت اصلی فیلم کارمندی بازنشسته است که در خانههای مردم به عنوان کارگر نظافتچی کار میکند و بیننده هم همراه او وارد زندگی خانوادههای مختلف میشود. یکی از اینها، خانوادهای ارمنی است. نقش شوهر خانواده را یکی از دوستانم بازی کرده بود و امیدوار بودم که این بار در یک فیلم ایرانی شاهد تصویری ملموس و باورپذیر از فضای […]
آیا ورود آقایان ممنوع ضد زنه؟
ـ ورود آقایان ممنوع ضد زنه؟ـ نه. چرا؟ـ چون شخصیت زن اصلی فیلم، زنی که معتقده خانمها هیچ از آقایان کم ندارند، بلکه تواناتر هم هستند، به محض اینکه گمان میبرد که مردی عاشقش شده، دست و پایش را گم میکند و یکشبه از این رو به این رو نمیشود.ـ نه جانم اشتباه میکنی. این فیلم ضد هر چیز تعصب آمیز و افراطیه که چه بسا یک آرمان و هدف در اصل درست و قابل […]
چرا منتقدان بزرگ دهه چهل دیگر ننوشتند؟
اخیراً دوست منتقدی در یکی از این شبکههای اجتماعی سراغ کیومرث وجدانی را میگیرد. کجاست این مردی که نوشت ”روشنترین لحظات عمر من در تاریکی سالن سینما گذشته است“؟ این روانشناس منتقد. این یکی از سه نقاد سینما در اواخر دهه چهل و اوائل دهه پنجاه که دو دیگرش پرویز دوایی و شمیم بهار بودند. و در سر دیگر دنیا، دوست دیگری که مدتی است ترک دیار کرده، گمشده را مییابد و با او مصاحبه […]
مسعود کیمیایی: جفت شیشی که تکرار نشد
این نوشته با عنوان بیربطِ بیهودگی نقد در شماره خرداد ۹۰ مجله ۲۴ چاپ شده است. کسی که این نوشته را از روی عنوانش داوری کند، قاعدتاً باید تصور کند که من نقد را کار بیهودهای میدانم، چیزی که هیچ با فکر و روش من جور در نمیآید. چرا این عنوان را تغییر دادهاند؟ احتمالاً نخواستهاند عنوان جفت شیش را که عنوان فیلم مستند ما هم هست تبلیغ کنند، که اگر این باشد اوج تنگنظری […]
درباره بار ایدئولوژیک چند فن فیلمنامهنویسی در جدایی نادر از سیمین
موقعیت: نخستین روز کار راضیه در خانه نادر و سیمین در فن داستانگویی از هر نوع آن، خلق موقعیتهایی که به خودخود جالب، بیانگر و معنادار باشند و علاوه بر این، باعث شوند خلق و خو و شخصیت آدمهای حاضر در آن آشکار شود، بسیار مهم است. بسیاری از داستانهای کوتاه در اصل یک موقعیت هستند و بس، منتها یک دنیا حرف در خود دارند. اصغر فرهادی به عنوان فیلمنامهنویس در خلق موقعیتهای جالب، که […]